با بعضیها حال آدم یک جوری میشود؛ یک جور خوب!...
با بعضیها حال آدم یک جوری میشود؛ یک جور خوب!...
منبعاز آن خوبهایی که شبیه خوردن آب یخ
وسط گرمای تابستان است،
یا شاید هم شبیه خوردن گوجه سبز با نمک است
که به تلخی هم نمیزند،
شبیه قدم زدن در زیر باران!
میدانی آدم خیالش یک جور خاص راحت است،
راحت از آنکه خوبیشان هیچوقت تهنشین نمیشود.
این جور آدمها شبیه فرش رنگ به رنگ نمیشوند،
شبیه باران میمانند؛
همین قدر لطیف،همین قدر آرام،
همان قدر دلنشین ... :)
# مهدیه صالحی
یک وقت هایی باید خودت را به بی خیالی بزنی....
یک وقت هایی باید خودت را به بی خیالی بزنی....
منبعبی خیال تمام آدم هایی که دوستت ندارند...
بی خیال تمام کارهایی که میخواستی بشود ولی نشد...
بی خیال تمام رکب هایی که خوردی...
بی خیال هرکس که امروز وارد زندگی ات شد و فردا رفت...
بی خیال تلاش های بی نتیجه ات...
دوست داشتن های بی ثمرت...
وقتی کسی دوستت ندارد اصرار نکن...
وقتی کسی برایت وقت ندارد خودت را به زور در برنامه هایش جا نده...
وقتی کسی نمی خواهد تو را ببیند پا پیچش نشو...
زندگی همین است..!!
شاید تو برای همه وقت بگذاری ولی قرار نیست همه دوستت داشته باشند و برایت وقت داشته باشند
شاید بهانه هایشان برای فرار ، تو را قانع نکند ولی به قول بزرگی :
" گاهی فقط باید لبخند بزنی و رد شوی . بگذار فکر کنند نفهمیدی ... "
علت عاشق ز علتها جداست
عاشقی پیداست از زاری دل
نیست بیماری چو بیماری دل
علت عاشق ز علتها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
عاشقی گر زین سر و گر زان سرست
عاقبت ما را بدان سر رهبرست
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
گرچه تفسیر زبان روشنگرست
لیک عشق بیزبان روشنترست
چون قلم اندر نوشتن میشتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
آفتاب آمد دلیل آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب
از وی ار سایه نشانی میدهد
شمس هر دم نور جانی میدهد
سایه خواب آرد ترا همچون سمر
چون برآید شمس انشق القمر
خود غریبی در جهان چون شمس نیست
شمس جان باقیست کاو را امس نیست
شمس در خارج اگر چه هست فرد
میتوان هم مثل او تصویر کرد
شمس جان کو خارج آمد از اثیر
نبودش در ذهن و در خارج نظیر
در تصور ذات او را گنج کو
تا در آید در تصور مثل او
منیمکی فلک دن بئله گلیبدیر
کیمسه یه دردیمی پایلاشانمادیم
اوره گده یورولوب دیله گلیبدیر
نه سندن کوسورمنه طالعیمدن
منیمکی فلک دن بئله گلیبدیر
نه دئییم دئمه یه سؤز تاپانمیرام
اوزومو توتماغا اوز تاپانمیرام
بیر آن آغلاماغا گؤز تاپانمیرام
دردی غم اوستومه ائله گلیبدیر
(کؤنولو)ترس اؤلچدو حیات اؤلچوسو
اوجوز آلدی ساتدی فلک الچی سی
اوتانماز_اوتانماز اجل ائلچی سی
مندن جان آلماغا هله گلیبدیر
شعر:فاطمه عبدی(کؤنول)
ادبيات دونياسي 👇👇👇
@adabiyatdunyasi
دلارین قیمتی آرتیبدی، بادمجان سنه نه؟!
شعر طنز از علی بابا جوانمرد
دلارین قیمتی آرتیبدی، بادمجان سنه نه؟!
نه خبر هی دئییسن ائللره قانقان سنه نه؟!
ییرمی درصد قویولوب آفتافانین قیمتینه
آفتافا باغلیدی لاپ خارجه، نوودان سنه نه؟!
لپه چیلتیک چالیری، ماشلا نخود اویناییری
اونلارین تویلاریدی سبزی فروشجان، سنه نه؟!
باشیمی اون مینه قیخدی دئدیم اوستا: نه اولوب؟!
دئدی ارزین چوخالیر قیمتی هر آن سنه نه؟!
تهیهریم یئلسیزیدی ، یئلله دی اوچ مینتومنه!
دلارین نرخی ائدیر یئللری طوفان سنه نه؟!
دئدیم:آخ بیر چورهگین وزنی اولار اللی گرم؟
تئز جاواب وئردی شاطر:گئت مشه قوربان، سنه نه؟!
تویوغون قیمتی قاچماقدا بوگون اوّل اولوب
هله سؤز یوخ آغ اته، قاره بادیمجان سنه نه؟!
دالی یانمیش یئتیشیب اوتیاغی دوز ییرمیمینه
ایندی یاغ ساغلیغینا اوینوری میدان سنه نه؟!
نه خبر، بسدی «جوانمرد»یئمه باشبئنیمیزی
ایندی ارزیله گزیر گردش دوران سنه نه؟!
آیه 12 سوره ابراهیم
آیه 12 سوره ابراهیم
آيه 86 سوره يوسف چيست؟
|
آيه 86 سوره يوسف چيست؟
|
|
آیه 86 سوره یوسف:
این آیه در حزب یک جز سیزده قرآن مجید قرار دارد. سوره یوسف، سوره دوازدهم قرآن کریم می باشد. این سوره مکی است و 111 آیه دارد. |
|
ترجمه الهی قمشه ای آیه 86 سوره یوسف:
این آیه در حزب یک جز سیزده قرآن مجید قرار دارد. سوره یوسف، سوره دوازدهم قرآن کریم می باشد. این سوره مکی است و 111 آیه دارد. |
|
ترجمه عبدالله یوسف علی آیه 86 سوره یوسف:
"He said: "I only complain of my distraction and anguish to Allah, and I know from Allah that which ye know not..."
|
|
قال انما اشكو بثى و حزنى الى اللّه و اعلم من اللّه ما لا تعلمون |
در مجمع البيان گفته است: كلمه (بث ) به معناى اندوهى است كه صاحبش نتواند آنرا كتمان كند و ناگزير آنرا مى پراكند، و هر چيزيرا كه پراكنده و متفرق كنى آنرا بث كرده اى، و بهمين معنا است در آيه (و بث فيها من كل دابه ).
پس در آيه مورد بحث كلمه مذكور، مصدرى است در معناى اسم مفعول.
و حصرى كه در جمله (انما اشكو...) است از باب قصر قلب است و در نتيجه مفادش اين مى شود كه من اندوه فراوان و حزن خود را به شما و فرزندان و خانواده ام شكايت، نمى كنم و اگر شكايت كنم در اندك زمانى تمام مى شود و بيش از يك يا دو بار نمى شود تكرار كرد همچنانكه عادت مردم در شكايت از مصائب و اندوه هاشان چنين است، بلكه من تنها و تنها اندوه و حزنم را به خداى سبحان شكايت مى كنم، كه از شنيدن ناله و شكايتم هرگز خسته و ناتوان نمى شود، نه شكايت من او را خسته مى كند و نه شكايت و اصرار نيازمندان از بندگانش، (و اعلم من اللّه ما لاتعلمون - و من از خداوند چيرهايى سراغ دارم كه شما نمى دانيد)، و بهمين جهت بهيچ وجه از روح او ماءيوس و از رحمتش نااميد نمى شوم.
و در اينكه گفت (و اعلم من الله ما لا تعلمون ) اشاره اى است اجمالى به علم يعقوب به خداى تعالى، و اما اينكه اين چگونه علمى بوده ؟ از عبارت قرآن استفاده نمى شود، مگر همان مقدارى كه مقام، مساعدت كند، همچنانكه در سابق هم اشاره كرديم.
دانشمند بی عمل، درخت بی ثمر است
آیه
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ * کبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ[1]
ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا چیزی می گویید که عمل نمی کنید؟ نزد خدا بسیار مورد غضب است که چیزی را بگوئید که عمل نمی کنید.
نکته ها
«مقت» به معنای خشم و غضب شدید است. مشابه این توبیخ را در آیه «أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکمْ»[2] می خوانیم. عمل نکردن به گفتار، گاهی به خاطر ناتوانی است و گاهی از روی بی اعتنایی که این مورد توبیخ است.
عالم بی عمل، به درخت بی ثمر، ابر بی باران، نهر بی آب، زنبور بدون عسل، سوزن بدون نخ و الاغی که کتاب حمل می کند، تشبیه شده است. در احادیث می خوانیم: «علم بلا عمل حجة الله علی العبد»[3] علم بدون عمل، حجّتی بر علیه انسان است. «العلم الذی لا یعمل به کالکنز الذی لا ینفق منه»[4] علمی که به آن عمل نشود، مانند گنجی است که از آن انفاق و استفاده نشود.«ان اشد الناس حسرة یوم القیامة الذی و صفوا العدل ثم خالفوه»[5] کسی که از عدالت سخن بگوید ولی عادل نباشد، سخت ترین حسرت را در قیامت خواهد داشت. حضرت عیسی علیه السلام فرمود: «أشقی الناس من هو معروف عند الناس بعلمه مجهول بعمله»[6] کسی که نزد مردم به علم معروف است، ولی به عمل معروف نیست، شقی ترین مردم است. امام صادق علیه السلام فرمود: «من لم یصدق فعله قوله فلیس بعالم»[7] کسی که کارهایش تأکید کننده گفتارش نباشد، عالم نیست. امام صادق علیه السلام یکی از مصادیق این آیه را خلف وعده دانستند و فرمودند: وعده مؤمن به منزله نذر است، لیکن(مخالفت با آن) کفّاره ندارد. «عدة المؤمن اخاه نذر لا کفارة له»[8]به گفته مفسّران، شأن نزول آیه درباره کسانی است که خواهان جهاد بوده ولی همین که فرمان جهاد صادر شد، بهانه تراشی و عذرخواهی کردند. البتّه محتوای آیه مربوط به تمام کسانی است که شعار می دهند ولی عمل نمی کنند.
پیام ها
1- ایمان باید با عمل و صداقت همراه باشد وگرنه مستحقّ سرزنش و توبیخ است. (تمام آیه)
2- قبل از این که انتقاد کنید، به بیان نقاط مثبت بپردازید. شما که ایمان دارید، چرا عمل نمی کنید؟ یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا...لِمَ...لا تَفْعَلُونَ
3- یکی از روش های تربیت، توبیخ بجا و به موقع است. «لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ»
4- وفای به عهد، واجب و خلف وعده، از گناهان کبیره است. «کبُرَ مَقْتاً»
5- چه زشت است که تمام هستی در حال تسبیح خداوند باشند، «سَبَّحَ لِلَّهِ» ولی انسان با سخنان بدون عمل، خداوند را به غضب آورد. «کبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ»
6- گفتار بدون عمل، خطرناک است. «کبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ»(کلمات «کبُرَ»، «مَقْتاً» و «عِنْدَ اللَّهِ»، نشان از خطرناک بودن موضوع است)
7- اگر امروز کار شما با وعده ها و شعارهای دروغین حل شود، اما نزد خداوند وضع خطرناکی خواهید داشت. کبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ...[9]
پی نوشت ها
[1] سوره صف آیات 2-3
[2] بقره، 44.
[3] غرر الحكم.
[4] امالى صدوق، ص 343.
[5] بحار، ج 2، ص 30.
[6] مصباح الشريعه، ص 368.
[7] كافى، ج 1، ص 36.
[8] كافى، ج 2، ص 363.
[9] محسن قرائتى، تفسير نور، 10جلد، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن - تهران، چاپ: 4، 1389.
درمان خودخواهی
اسلام در مبارزه همه جانبه و عملی با خود خواهی، اصولی را مورد توجه قرار داده است که در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم.
1- احساس وابستگی به خدا
بهترین راه نجات، این است که انسان باور کند که در وجودش نوعی وابستگی به خداوند قرار دارد و آنچه که او را به راهی جز راه حق می کشاند. خود واقعی او نیست.
2- تشخیص بیماری
در درمان بیماری جسمانی، رکن اساسی تشخیص بیماری است، در معالجه و درمان بیماری های روحی و روانی نیز باید ریشه و منشأ بیماری کشف شود. در این باره علی علیه السلام فرمود:
«طُوبی لِمَن شَغَلَهُ عیبُهُ عَن عُیوبِ النَّاسِ»[1]؛
خوشا به حال کسی که قبل از پرداختن به عیوب دیگران در برطرف کردن عیوب خود کوشا باشد، قبل از پرداختن به عیوب دیگران.
3- ایمان به مبدأ و معاد
یکی از راههای مبارزه با خودخواهی، توجه به مبدأ ومعاد است که زمینه رشد و خودخواهی را از بین می برد، زیرا کسی که اعتقاد به توحید و معاد دارد خواسته های خدا را برخواسته های خود ترجیح می دهد و به احکام الهی عمل می کند و از هوی و هوس خود می گذرد و هر که تسلیم نفس خود است بر شدت خودخواهی اش افزوده می شود.
4- تعادل در آرزوها
اسلام با ارائه دستورهای بی شمار، در تمام زمینه ها حدود مناسب برای هر گرایشی را تعیین فرموده است؛ به طوری که اگر این مرزها رعایت شود سهم هر آرزویی ادا شده و از هرگونه افراط و تفریط جلوگیری به عمل می آید. بنابراین التزام به احکام شرع در تمام زمینه ها یک راه حل عملی برای ایجاد تعادل در بین امیال گوناگون و جلوگیری از رشد بی رویه خودخواهی در انسان است.
5- مبارزه مستقیم با مظاهر خودخواهی
اسلام در تعالیم خود به طور مستقیم با مظاهر خودخواهی به مبارزه ای جدّی می پردازد به عنوان مثال اسلام با صفاتی از قبیل حسد، خودنمایی، جاه طلبی، کینه توزی، خود برتربینی به شدت مبارزه می کند و از طرف دیگر، صفاتی چون خیرخواهی، فروتنی، عفو، گذشت و امثال آن را مورد تأکید قرار می دهد.
در اینجا به یک مورد از تعالیم اسلامی در مبارزه مستقیم با عوارض خود خواهی اشاره می نماییم. که اگر مؤمنین به آن عمل نمایند. خودخواهی تعدیل خواهد شد و آن نیکی کردن در مقابل بدی های دیگران است.
قرآن کریم نه تنها اهل ایمان را از بدی کردن به دیگران بازداشته؛ بلکه پا را از آن مرحله فراتر نهاده و آنها را به نیکی کردن در برابر بدی های دیگران توصیه فرموده است و پاداش این عمل را وعده برخورداری از مقامات معنوی داده است[2] بدیهی است که اقتضای خودخواهی این است که انسان بدی های دیگران را با بدی های بیشتر یا لااقل برابر مکافات کند؛ اما اسلام از مؤمنین خواسته است که پا بر روی نفس خویش گذارند و حتی بدی های دیگران را با نیکی مکافات کنند (جز در مواردی که موجب بدآموزی است و بدکاران را در ارتکاب جُرم تشویق کند) بنابراین اگر کسی واقعاً تسلیم دین و مطیع دستورهای خداوند باشد محال است که در ورطه خودخواهی گرفتار شود و موجودی خودخواه بارآید و اگر در اعمال و رفتار و اخلاق بعضی از پیروان ظاهری اسلام خودخواهی وخودبینی دیده می شود ناشی از این اصل اساسی است که متأسفانه در عمل فرسنگ ها از دین خود فاصله گرفته نسبت به روح تعالیم آسمانی بیگانه گشته اند.[3]
پی نوشت ها
[1] . بحارالانوار ج 1، ص 199.
[2] . ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ، مؤمنون/ 96
[3] . اخلاق اسلامى، محمد على سادات، ص 102.
تشبیه عالم بی عمل در قرآن
خداوند متعال در آیه ۵سوره جمعه ، قوم از خود راضی یهود را که تنها به نام تورات یا تلاوت آن قناعت می کردند ،بی آنکه در محتوای آن اندیشه کنند و عمل نمایند، به دراز گوشی تشبیه کرده که کتاب هایی بر پشت دارد، اما از آن چیزی جز سنگینی احساس نمی کند. «کسانی که مکلف به تورات شدند ،ولی حق آن را ادا نکردند،مانند دراز گوشی هستند که کتاب هایی حمل می کنند،(آن را بر دوش می کشند، اما چیزی از آن نمی فهمند!)گروهی که آیات خدا را تکذیب می کنند،مثال بدی دارند،و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند.» این گویا ترین مثالی است که برای عالم بی عمل می توان بیان کرد،چون سنگینی مسئولیت علم را بر دوش دارد، بی آنکه از برکات آن بهره بگیرد. کسانی که با الفاظ قرآن سروکار دارند،ولی از محتوا و برنامه ی آن بی خبرند،مشمول همین آیه اند. این احتمال وجود دارد که یهود با شنیدن آیات نخستین این سوره گفته باشند،ما نیز اهل کتابیم،و مفتخر به بعثت حضرت موسی کلیم هستیم. قرآن در پاسخ آنها می گوید:چه فایده؟ که دستورات تورات را زیر پا نهاده اید، و آن را در زندگی خود هرگز پیاده نکرده اید.به هر حال این هشداری است برای همه مسلمانان که مراقب باشند،سرنوشتی هم چون یهود پیدا نکنند، قرآن کتاب زندگی است و باید در تمام زندگی ما جریان داشته باشد ، نه این که قرآن در جلدهای نفیس،روی طاقچه خاک بخورد،یا برای چشم زخم و دوری از بلا و حادثه ،فقط هنگام سفر از زیر قرآن رد شویم،یا برای شگون هنگام ورود به منزل جدید آیینه قرآن با خودمان ببریم. یا آخرین همت مان تلاش برای تجوید و تلاوت زیبا و حفظ قرآن باشد،ولی در زندگی فردی و اجتماعی،کمترین انعکاسی نداشته باشد و عقیده و عمل به آن جایی در زندگی نداشته باشد. در روایتی از امام سجاد می خوانیم: «علم و عمل دو دوست صمیمی یکدیگرند،بنابراین هر کس خدا رابشناسد،از(مخالفت در برابر دستورات)او می ترسد،و همین ترس او را به عمل و اطاعت خدا وا می دارد،وعالمان حقیقی کسانی هستند که خدا را به خوبی شناخته اند،و به مقتضای علمشان،عمل می کنند به سوی او رغبت دارند.»[1]
سعدی نیز می گوید:
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر
که بر او هیزم است یا دفتر
امام خمینی(ره) در این باره می فرمودند: «علمی که تربیت در او نباشد ،تزکیه در او نباشد،این علم فایده ندارد،همان طوری که اگر الاغ و حمار،اگر چنانچه الاغ به بار او کتاب باشد،هر کتابی باشد،کتاب توحید باشد،کتاب فقه باشد،کتاب انسان شناسی باشد،هر چه باشد،در بار او باشد و به دوش او باشد،چطور فاید ندارد و آن حمار از او استفاده نمی کند ،آنهایی هم که انبار علم در باطنشان هست و باطنشان را تمام علوم فرض کنید،تمام صناعات را،تمام تخصصات را داشته باشند،لکن تربیت و تزکیه نشده باشند،آنها هم علومشان برای آنها فایده ندارد بلکه بسیاری از اوقات مضر است.
چه بسا عالمانی که برای بشر تباهی هدیه می آورند ،آنها از جهال بدتر هستند و چه بسا متخصصانی که برای بشر هلاکت ایجاد می کنند ،تباهی ایجاد می کنند،آنها از مردم عامی بدتر هستندضررشان بیشتر است،...»[2]
-----------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
بحارالانوار،ج۷۰.ص۳۴۴.
صحیفه نور ،ج۱۳،ص،۲۶۷.
مثبت نگری
مثبت نگری
جهان آیینه ای است که شما را آن گونه که هستید جلوه می دهد. اگر بخندید، چهره ای خندان به شما می نماید و اگر با چهره ای ناخوش بدان بنگرید، چهره ای در هم و خشن نشانتان می دهد. شخصیت هر فرد بر اساس طرز تفکر و نحوه نگرش او شکل می گیرد. از این رو، باید برای نیروی اندیشه و تفکر مثبت اهمیت زیادی قائل شد، چرا که تفکر مثبت برکات زیادی را در پی دارد.
مثبت نگر کسی است که توانایی های خود را باور دارد و در حد مناسب از آنها استفاده می کند.
راهکارهای مثبت نگری
1- به راه حل ها بیندیشید. مردم دو دسته اند: برخی مسأله نگرند و برخی راه حل نگر، دسته اول نقاط منفی را بزرگ می کنند و کار مثبتی انجام نمی دهند و دسته دوم به دنبال راه حل مشکل هستند.
2- در مواقع پریشانی به امور معنوی، هنری و ورزشی بپردازید.
3- به جای تمرکز بر آنچه ندارید، موهبت های موجود را ببینید.
4- به لطف خدا توجه کنید.
5- مردم را نمی توان عوض کرد، باید خود را عوض نمود. اگر نگاه عوض شود، زندگی شیرین می شود.
6- مثبت نگری را تمرین نمایید.
7- فهرستی از ویژگی های مثبت خود تهیه کنید و روزی چند بار آنها را با صدای بلند بخوانید: مثلًا: من فرد باهوشی هستم، من فردی آرام و شادم، من قدرت مقابله با سختی ها را دارم و...
8- سعی کنید همیشه خاطرات خوش زندگی و تجربه های مثبت و موفقیت های عمرتان را به خاطر بیاورید و در مجالس برای دوستانتان تعریف کنید، نه خاطرات ناخوش و تجربیات شکست خورده خود را.
9- هرگز خود را سرزنش و تحقیر نکنید و کارتان را دست کم نگیرید.
10- برای زندگی تان اهدافی واضح و روشن در نظر بگیرید و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی و زمان بندی داشته باشید.
11- به کارهای خوب خود پاداش دهید.
12- به خاطر داشته باشید که: انسان تا زمین نخورد، راه رفتن نمی آموزد.
13- دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید و مواردی که در زندگی باعث نگرانی شما شده یادداشت کنید و با دیده حقارت به آنها بنگرید.
14- برای خودتان زندگی کنید نه برای دیگران (خود را گرفتار تکلف های بی مورد و آداب و رسوم غلط نکنید)[1]
15- به راه حل ها بیندیشید نه مسئله ها و بزرگ کردن نقاط منفی.
16- تمرین کنید که مثبت ها را بیشتر ببینید. برخی تا گل سرخی را می بینند می گویند چقدر خار دارد، می توان چنین نگاه کرد که خارها نیز گل دارند.
پی نوشت
[1] . اخلاق زندگى، اينشتين، ص 200
داغلار لالاسی
یولما ساچلاینی یولما بیرداها
قاییدان دئییلم چکیل یولومدان
بولود تک بوشالیب دولما بیرداها
قاییدان دئییلم چکیل یولومدان
گؤزلرینده یاتیب بیر شاهمار ایلان
عمدینده عئشقینده هامیسی یالان
سن منیم قلبیمی ائتمیسن تالان
قاییدان دئییلم چکیل یولومدان
حسرتین سینه می داغلاسا بئله
قلبیم گئجه گوندوز آغلاسا بئله
اورگیم ده یارا باغلاسا بئله
قاییدان دئییلم چکیل یولومدان
منه نه وئرمیسن کرددن اؤزگه
قلبیمی یاندیران کدرده ن اؤزگه
سندن نه گؤرموشم زهرده ن اؤزگه
قاییدان دئییلم چکیل یولومدان
بوتون حیاتیمی پوچ ائیله میسن
چکدیغیم زحمتی هئچ ائیله میسن
آرتیق اوره گیمدن کؤچ ائیله میسن
قاییدان دئییلم چکیل یولومدان
داغلاردا جئیرا گزه ر
ال آیاغین داش ازه ر
من یارا نئیله میشم
یار مندان کنار گزه ر
دیلبریم ، دیلبریم
گل گل آهو بالاسی
اوجاداغلار لالاسی
عاشیق ائللر آیریسی
شانه تئللر آیریسی
بیر گونه دؤزمه زیدیم
اولدوم ایللر آیریسی
دیلبریم ، دیلبریم
گل گل آهو بالاسی
گل گل داغلار لالاسی
دلبر من
گیسویت را نکن ، نکن دوباره
برگشنتنی نیستم از سر راهم برو کنار
مثل ابر پر و خالی نشو
برگشتنی نیستم از سر راهم برو کنار
در چشمانت شاهمار خوابیده
عهد و عشقت همه اش دروغه
تو قلبم را تاراج کردی
برگشتنی نیستم از سر راهم برو کنار
اگر حسرت تو سینه مام را داغ هم کند
قلبم شب و روز گریه هم کند
در دلم زخم ریشه بدواند هم
برگشتنی نیستم از سر راهم برو کنار
به من بجز کدر چه دادی
بر دلم بجز غم چه دادی
از تو بجز تلخی و زهر چه دیدم
برگشتنی نیستم از سر راهم برو کنار
تمام هستیم را پوچ کرده ای
زحمتی را که کشیدم هیچ کرده ای
دیگر از دلم کوچ کرده ای
برگشتنی نیستم از سر راهم برو کنار
در کوهها آهو می گردد
دست و پایش را سنگ می خراشد
من چه بدی به یار کردم
که یار از من کناره می گیرد
دلبرم دلبرم بیا ای بچه آهو
ای لاله کوههای بلند
عاشق جدا از ایلها
شانه جدا از گیسوها
تحمل یک روز دوری را نداشتم
شدم جدا از یار سالها
زن متولد ماکو
http://www.gayagizi.blogspot.com/
روز دحو الارض
طی شود در یک نفس آغاز و انجام حیات
غزل شمارهٔ ۹۲۲
طی شود در یک نفس آغاز و انجام حیات
شعله جواله باشد گردش جام حیات
مهلت از نوکیسه جستن از خرد دورست دور
چون سبکروحان بده پیش از طلب وام حیات
محو گردد در نظر واکردنی مد شهاب
دل منه چون غافلان بر طول ایام حیات
چون لب پیمانه می بوسد لب شمشیر را
هر که می سازد دهانی تلخ از جام حیات
چشم عیش صافی از ایام در پیری مدار
نیست غیر از درد کلفت در ته جام حیات
گر حضوری هست، در دارالامان نیستی است
دانه ای جز خوردن دل نیست در دام حیات
خواب مرگش را نسازد بستر بیگانه تلخ
خاک باشد هر که را بستر در ایام حیات
هستی باقی به دست آور چو عالی همتان
انتظار مرگ را تا کی نهی نام حیات؟
در بلا تن دادن از بیم بلا اولی ترست
گردن خود را سبک کن زود از وام حیات
در قفس می افکند مرغ فلک پرواز را
هر که در ملک عدم می بندد احرام حیات
جوی شیر و شهد گردد در تنش رگ زیر خاک
هر که کام خلق شیرین کرد هنگام حیات
تیرگی آفاق را از دل به آب زر بشوی
تا سرت گرم است چون خورشید از جام حیات
آنچه می ماند بجا از رفتگان، جز نام نیست
نام نیکی کسب کن صائب در ایام حیات
خنده و تاثیرات آن
یادتان باشد که بهترین خنده، خنده کسی است که آن قدر اعتماد به نفس دارد که حتی می تواند به خودش هم بخندد
چارلز دیکنز می گوید: هر قدر که می توانی شاد زندگی کن و هرگز بیهودگی به مغز راه نده چون سلامتی ات تباه می شود.
داستان اصلی و کرم : از صفحه 101 تا 105
درباره لیلی و مجنون آذربایجان
داستان اصلی و کرم : از صفحه 101 تا 105
داستان اصلی و کرم : از صفحه 101 تا 105
صفحه : ۱۰۱
اؤلدوم گؤزوننن، قاشیننان، اصلی تک کئشیش قیزیننان من دؤنرم، کؤنول دؤنمز... یولوندا قویموشام سانی، دیدمنن آخیتدیم قانی، کرم سئودی اصلی خانی، من دؤنرم، کؤنول دؤنمز... پاشانین وزیری صوفینی چاغیریب، کرمین احوالاتینی اوندان سوروشدو. صوفی آلدی، گؤرک وزیره نه جاواب وئردی:
هئی آغالار، اوچ درد منی قوجالدیر:
زولف دردی، خال دردی، بیر ده تئل دردی.
من یازیغین مین گونونو بیر ائلر نادان دردی، خوریات دردی، فئعل دردی. ترک ائیله دی وطنینی، ائلینی، الیندن آلدیردی قونچا گولونو، کیمسه بیلمز بو قوربتده حالینی، باغچا دردی، وطن دردی، ائل دردی.
اچ کؤکسونو اوستونه بیر باغ تیکگیم، الوان-الوان چیچکلردن اکگیم، من بو دردین هانسی بیرین چکگیم؟- سوسن دردی، سونبول دردی، گول دردی.
جوشقون دردیم سولار کیمی بولاندی،
واردی گئتدی، قارلی داغلار دولاندی، درد باغلاییب قاپی-قاپی دیلندی، پالتار دردی، ابا دردی، شال دردی. یازیق اولدو، دوشدو دیلدن دیللره.
صفحه : ۱۰۲
بولبول قونماز اولدو قونچا گوللره، اغلایا-آغلایا دوشدوک یوللارا، گلن دردی، کئچن دردی، یول دردی، صوفی دئیر: کرم اوزومه باخار، بو جانیمی عشقین اودونا یاخار، من بیلیرم، بو درد منی تئز ییخار،- اصلی دردی، کرم دردی، دیل دردی.
صوفی ساز ایله دئدیگی کیمی، سؤز ایله ده کرمین بوتون احوالاتینی دانیشدی. اوسته لیک اصلینین یازدیغی کاغیذی دا کرمدن آلیب، وئردی وزیره. وزیر باخدی کی، اصلی یازیب:
«کرمه رحمین گلسین. او منه عاشیقدی، من ده اونا.
آتام بیزه ظولم ائله ییر». وزیر
ایشی بئله گؤرنده پاشایا دئدی: - پاشام، کرم حاق آشیغیدی. بیز گرک اصلینی کئشیشدن آلیب اونا وئرک. کئشیش داد-فریاد ائله دی کی: - کرم حاق آشیغی-زاد دئییل. پاشا دئدی: - بیز اونون حاق آشیغی اولوب-اولمادیغینی یوخلاریق. پاشانین هوسنییه آدلی چوخ عاغیللی بیر باجیسی وار ایدی. چاغیریب احوالاتی اونا سؤیله دی. هوسنییه دئدی:
- من بو ساعات اونو یوخلارام. هوسنییه خانیم بیر دسته قیزین هامیسینا بیر جوره پالتار گئییندیریب، یاز باغچاسینا گتیردی. اصلینی ده بو قیزلارین ایچینه سالیب، کرمدن سوروشدو: - دئ گؤروم، اصلی بو ساعات هارادادی؟ - کرمه بیان اولدو کی، اصلی باغدادی، اؤزو ده قیزلاردان خئیلی آرالی، ملول- محزون دایانیب. آلدی، گؤرک هوسنییه خانیما نه جاواب وئردی:
خان اصلیم باغچا ایچینده گزر زاواللی، زاواللی... قارشیمیزدا آلا گؤزون سوزر زاواللی، زاواللی... قاشلاری بنزر کامانا،
صفحه : ۱۰۳
اشیغین ائیلر دیوانا،
زولفلرینی یانا-یانا
چؤزر زاواللی، زاواللی...
هئی آغالار، هئی بیلر، کرم غئیری یاری نئیلر؟! گؤرن بیزدن نئچون ائیلر هزر زاواللی، زاواللی؟
کرمدی عشقینه یانان، اولموشوق دیللرده داستان؛ اشیغین قتلینه فرمان یازار زاواللی، زاواللی...
هوسنییه خانیم دئدی: - اصلینین هارادا اولدوغونو بیلدین. ایندی سنین گؤزلرینی باغلایاجاغام، آلتی قیز گتیریب قاباغیندان کئچیرجیم. هامیسی بیر بویدا، بیر لیباسدا، اوزلری ده اؤرتولو. اگر اونلاری دا تانیسان دوغرودان دا حاق آشیغیسان. بیر بویدا، بیر بوخوندا، بیر گئییمده آلتی اوزو بوروکلو قیز گتیردیلر. کرم الدی، گؤرک قیزلاری نه جور نیشان وئردی: التی قیزین بیری بانی، التی قیزلار، آلتی قیزلار! بیزه محبتین هانی؟ التی قیزلار، آلتی قیزلار! التی قیزین بیری اینجی، گؤزللیکده لاپ بیرینجی، قوینوندا ایکی تورونجو، التی قیزلار، آلتی قیزلار! التی قیزین بیری پوسته، دردیننن اولموشام خسته؛
صفحه : ۱۰۴
قوی قدمین سینم اوسته، التی قیزلار، آلتی قیزلار! التی قیزین بیری جئیران، اولوم گؤزلرینه هئیران؛ سیزله کاش سوریدیم دؤوران. التی قیزلار، آلتی قیزلار! التی قیزین بیری خدجه، قددی الیف، بئلی اینجه، گؤزل گؤرمه میشم سنجه، التی قیزلار، آلتی قیزلار! التی قیزین بیری بسدی، گؤزلری جانیمین قصدی، بو دردلر کرمه بسدی، التی قیزلار، آلتی قیزلار! هوسنییه خانیم دئدی: - آفرین! سن دوغرودان دا حاق آشیغی ایمیشسن. ایندی قیزین اوزونده اولان نیشانلاری دئ، سندن ال چکیم. الدی کرم، گؤرک اصلینین اوزونده اولان خاللارا نئجه قییمت وئردی: ای هزرات، بیلین، اصلی خانیمین اوزونده خاللاری نازینان گلیر. بیر خالی الیفدی، بیر خالی بئیدی، بیر خالی دفتره یازینان گلیر. بیر خالی هئیوادی، گلمز ایرنگه، بیر خالی ایرانی سالیبدی لنگه، بیر خالی ائلچیدی، گئدر فیرنگه، بیر خالی صؤحبتو سازینان گلیر.
صفحه : ۱۰۵
بیر خالی یاخشیدی، بیر خالی یامان، بیر خالی کؤنلومه سالیبدی گومان، بیر خالی بولوددو، بیر خالی دومان، بیر خالی داغلارا آیازنان گلیر. بیر خالی بززازدی، رومون قئیصری، بیر خالی ایچیبدی آبی-کؤوسری، بیر خالی عاغلیمی ائدیب سرسری، بیر خالی آغ اوزه دوزولن گلیر. کرمه گلیبدی تمیزلیک، پاکلیق، تانرییا گلیبدی یالنیزلیق، تکلیک؛ قاتاردان آیریلمیش آی گؤزل ککلیک، خان اوغلو اوستونه بازینان گلیر . کرم سؤزونو قورتاردی، دوز گلیب دایاندی اصلینین قاباغیندا. هوسنییه خانیم دئدی: - آشیق، قیز تانیماقدا ماهیرسن. ایندی بیر ایشی میز قالیب. بو گون سحر بورادا بیر قریب اؤلوب. یویوبلار، کفنلیگیبلر، قالیب باسدیرماغی. گئدک اونا بیر ناماز قیل، تورپاغا تاپشیراق، سونرا سنین تویونو ائلیک. کرم دئدی: - باش اوسته! هوسنییه خانیم فرراشلارا امر ائله دی کی، کرمی قبریستانا آپارسینلار. ائله کی، کره می آپاردیلار، هوسنییه خانیم پاشایا دئدی: - اؤلوب ائله ین یوخدو. بو منیم آخیرینجی سیناغیمدی. بیر دیری آدامی کفنه توتدوروب، تابوتا قویدورموشام. دورون، سیز ده گئدک. اگر بو بیلسه کی، کفنده کی اؤلو دئییل، تای حاق آشیغی اولماغینا هئچ کسین سؤزو اولا بیلمز. هامی هوسنییه خانیمین بو تدبیرینه آفرین دئییب، آیاغا قالخدیلار، قبریستانا طرف یولا دوشدولر. ائله کی، گلیب چاتدیلار، کرم جنازه یه باخیب سوروشدو: - دئییرسینیز کی، من ناماز قیلمالییام. آنجاق بیلمیرم اؤلو نامازی قیلیم، یا دیری نامازی؟ پاشا قصدن اؤزونو غضبلی گؤستریب دئدی:
به قدرت، موقعیت و هوش خود مغرور نشوید...
وقتی ارنولد فرماندار کالیفورنیا بود و همین هتلی که مجسمه اش در آن قرار دارد را افتتاح می کرد، مالک هتل به او گفت، هر زمانی که اراده کنید و به این هتل بیایید اتاق شما رزرو می باشد و کارکنان در خدمت شما هستند. الان که دیگر فرماندار نیست و آن شهرت و قدرت را ندارد، به همان هتل رفت تا شبی را بگذراند، پذیرش هتل به ایشان گفت، ببخشید تمام اتاق های ما از قبل رزرو شده است و ما هیچ اتاق خالی برای شما نداریم.
او کیسه خوابی با خود آورد و در زیر مجسمه خودش در مقابل هتل خوابید
و تصویر آن را منتشر کرد و در توضیح آن نوشت:
هیچ گاه به قدرت، موقعیت و هوش خود مغرور نشوید؛ چون هیچ کدام این ها برای همیشه پایدار نخواهد بود حتی برای اسطوره ای مثل #آرنولد
فقط و فقط از الله بخواه ، اما چرا فقط الله ؟...
فقط و فقط از الله بخواه ، اما چرا فقط الله ؟...
محب 14 معصوم علیهم السلامفقط و فقط از الله بخواه ، اما چرا فقط الله ؟؟
زیرا خداوند متعال :
بهتر از هرکس صدای ما را میشنود.
همانا او ( الله ) شنوای دانا است.
( فصلت / 36 )
زیرا خداوند متعال :
بسیار تواناست و بهتر از هرکس دیگری می تواند ، خواسته ما را برآورده سازد.
و او ( الله ) بر هر چیزى تواناست.
( ملک / 1 )
زیرا خداوند متعال :
از همه کس به ما نزدیکتر است.
ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم.
( ق / 16 )
زیرا خداوند متعال :
از همه کس نسبت به ما مهربانتر و بخشنده تر است.
او ( الله ) مهربانترین مهربانان ست.
( یوسف / 64 )
و فرموده :
مرا بخوانید ، تا شما را اجابت کنم ( غافر / 60 )
ای برادر و خواهر مسلمان ، حال ، خداوند متعال از شما می پـرسد :
آیا الله برای بنده اش کافی نیست؟؟
( زمر / 36 )
تو نیز در پاسخ بگو :
كارم را به خدا میسپارم ، خداست كه به حال بندگان خود بیناست
(غافر / 44 )
و به یقین بدان که تکیه گاه و پناه و سرپرست شما ، فقط خداست ولاغیر :
آنها تکیهگاه شما نیستند ، بلکه ولی و سرپرست شما ، خداست و او بهترین یاوران است.
( آل عمران / 150 )
و هرگز پناهی جز او نخواهی یافت ...?
( کهف / 27 )
چه زیباست این دعا اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء....
اللهم اغفرلی الذنوب التی
خدایا بیامرز برایم گناهانی را که جلو
استجابت دعاها را میگیرند
اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم خدایا ببخش...
♥•٠· اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم خدایا ببخش...
گلباران♥•٠·
اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم
خدایا ببخش گناهانی را که موجب پاره شدن پرده ها عصمت میشود
اللهم اغفرلی الذنوب التی تغییر النعم
خدایا ببخش گناهانی را که موجب تغییر و از دست دادن نعمت ها میشود
اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا
خدایا ببخش گناهانی را که موجب بسته شدن درهای دعا میشود
اللهم اغفرلی ذنوب التی تنزل البلاء
خدایا ببخش گناهانی را که موجب نزول بلا میشود
اللهم اغفرلی کل ذنب اذنبته و کل خطیئه اخطاتها
خدایا هر گناهی و هر خطایی که از من سر زده همه ره ببخش

عشقین ائلهسه عالمی قان، بیلمهیه جکسن!...
عشقین ائلهسه عالمی قان، بیلمهیه جکسن!...
منبعیوز دفعه دئسهم، مطلبی قان، بیلمهیه جکسن!
باخ سینه مه، مین یاره ووروب تیرِ نگاهین
افسوس کی، ای قاشی کمان، بیلمهیه جکسن
آخر کی قوجالتدی منی، درِد و غم عشقین
پیر اولماسان، ای تازه جوان، بیلمهیه جکسن
بیمهرسن، عالمده، رُخِ آلینا حسرت
وئرسهمده اگر هیجرده جان، بیلمهیه جکسن
مجنون کیمی، زنجیرِ سرِ زولفینه باغلی
اولسام داخی، رسوای جهان، بیلمهیه جکسن
توتسام، گؤزهلیم، دامنینی، اینجیمه مندهن
نیلیم کی، دئسم گئتمه، دایان، بیلمهیه جکسن
کویوندا گؤزوم یاشینی، یوز یول ستمیندن
ائتسهم یوزه، ای سرو روان، بیلمهیه جکسن
سرّ لبینی دیلده نهان ساخلادیم ائلدن
فاش اولمایا، بو رازِ نهان، بیلمهیه جکسن
شؤق دهنین «واحدی» محو ائیلهسه هر گاه
اوندان یئنه بیر نام نشان، بیلمهیه جکسن
علی آقا واحد
كمكارى، مصداق كمفروشى
يكى از مصاديق كمفروشى، كمكارى است؛
يعنى كسى كه تعهد خدمت در سازمانى مىدهد، در حقيقت بخشى از ساعات فعال عمر خود را به آن سازمان مىفروشد، حال اگر در اين مدت، كمكارى كند، در واقع از وقت فروخته شده خود، كم گذاشته است.
متأسفانه مسأله كمكارى، دامنگير جامعه ما بخصوص بعضى از افراد شاغل در ادارات و ارگانهاى دولتى است.
بايد دانست، شخصى كه در قبال مثلًا هشت ساعت كار، فلان مقدار حقوق مىگيرد، بايد هشت ساعت كار كند و گرنه از نظر شرعى در مقابل حقوقى كه از بيتالمال مسلمين مىگيرد، مسؤول است.
اين مشكل اغلب دامنگير كشورهاى عقب مانده و جهان سوم است.
يكى از علل اصلى عقب ماندگى اين كشورها فرهنگ گريز از كار است، درحالى كه در كشورهاى صنعتى و پيشرفته، عكس آن مطرح است و بطور معمول تلاش مىشود تا در تمام مدّت كار، فعالانه كار كنند.
«وَ لَوْ انَّ اهْلَ الْقُرى امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْارْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَاخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» (اعراف، آيه 96)
و اگر مردمى كه در شهرها و آباديها زندگى مىكنند، ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند، بركاتى از آسمان و زمين را بر آنها مىگشوديم ولى (آنها حقايق را) تكذيب كردند؛ ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.
داستان اصلی و کرم : از صفحه 96 تا 100
درباره لیلی و مجنون آذربایجان
داستان اصلی و کرم : از صفحه 96 تا 100
داستان اصلی و کرم : از صفحه 96 تا 100
صفحه : ۹۶
اصلی سؤزونو موختصر ائله ییب دئدی: - کرم، بوردا اوتوروب آغلاماقدان بیر شئی چیخماز. یا بودو کی، سن دور تک گئت، یا دا کی، هر ایکیمیز گئدک پاشانین یانینا، اؤز عرضیمیزی اونا یئتیرک. کرم دئدی: - پاشادان منیم عاغلیم هئچ بیر شئی کسمیر. اینانمیرام او آتانی قویوب، بیزه قولاق آسا. اصلی دئدی: اول باشدان سنین عاغلیق اولسایدی. قاچیرتمازدین بدویلاری، قوشلاری. اویماز ایدین سن کئشیشین فعلینه، اغلار قویماز ایدین تای-توشلاری.
سن خان اوغلو اؤز یئرینده قالسایدین، گنجهگؤزه لی نین بیرین آلسایدین، اونون قاداسینی جانا سالسایدین، ایندی چکدیرمزدین اینجه دیشلری.
اصلی دئیر: من آغلارام اورکدن، قورتارمادیق کئشیش قوران کلکدن، شیکایت ائیلرم قانلی فلکدن، یازی یازان یازیب، بئله ایشلری.
اصلی سؤزونو قورتاردی، تله سیک او بیری اوتاغا کئچمک ایسته ییردی کی، کرم اونو گئدن گؤروب دئدی:
دؤن برییه حالاللاشاق، آیریلاق، بیر بری دؤن، قوربان یارا، اصلی خان! مئهتر اوللام، سیلووونو چکرم، وارا-وارا هر دییارا، اصلی خان! مجنون کیمی بو چؤللره وارماسام،
جفاکئش باغبانام، گولون درمه سه م،
صفحه : ۹۷
-صاباح گول اوزونو گؤرمه سه م، اولاجاقدی گونوم قارا،
اصلی خان! کرم دئیر: مننن سئیره وارمازلار، بننا اولوب،
سینیق کؤنلوم هؤرمزلر، یقیندی کی، سنی منه وئرمزلر،
کیم ائیلر دردیمه چارا، اصلی خان! اصلی خان
بیر کاغیذ یازیب،
کرمه وئردی، دئدی: - پاشانین بیر وزیری وار.
چوخ عدالتلی،
عاغیللی بیر آدامدی. آل، بو کاغیذی ساخلا، ایشدی،
اگر سنی توتوب ائلسه لر، وئررسن هامان وزیره.
کرم کاغیذی آلیب چؤله چیخان کیمی گؤردو کی،
صوفی اونو گؤزله ییر.
گؤروشدولر، اؤپوشدولر، قارانلیق قوووشوردو دئیین
داها پاشانین
یانینا گئتمه دیلر. صوفی اونو گؤتوروب گلدی منزیلینه.
گئجه کرم نه قدر ائله دیسه یاتا بیلمه دی.
آخیردا دوروب چیخدی باییرا.
باخدی کی، کاروانقیران اولدوزا گؤیون اورتاسینا قالخیب،
ائله بیل سحردی. الدی، گؤرک کاروانقیران
اولدوزا نه دئدی: صوبح اولدو،
دردلیلر یاتماز، دؤنه، کاروانقیران دؤنه!
عشق آتشی سردن گئتمز، دؤنه،
کاروانقیران دؤنه! بارماغیندا قیزیل اوزوک،
قولوندا قیزیل بیلرزیک،
بوینون اَیمیش قیزا یازیق، دؤنه، کاروانقیران دؤنه!
سنه کاروانقیران دئرلر،
یارا ایلقار وئرن دئرلر، منه دردلی کرم دئرلر،
دؤنه، کاروانقیران دؤنه!
بو دمده صوفی چیخدی چؤله. کرم صوفییه دئدی:
صفحه : ۹۸
- صوفی له له، گل گئدک، اصلی خانین اولدوغو ائوین باجاسینا چیخاق، گؤرک اصلی خان نه ائله ییر. هئچ اولماسا اونون اوزونو گؤروم. هر ایکیسی بیر-بیرینه قوشولوب، اصلی خانین یاتدیغی ائوین باجاسینا گلدیلر. کرم باجادان باخیب، گؤردو کی، اصلی خان یاتیب. اورگی قوبار ائله دی، آلدی سازی: گاه گئدیرم، گاه گلیرم باجایا، اویان، اصلیم، اوزده خالین سئودیگیم! کاروانقیران گلدی چیخدی اوجایا، اویان، اصلیم، اوزده خالین سئودیگیم!
من گزمیشم آلچاق ایله اوجانی، یار یولوندا فدا قیللام بو جانی، نئجه دؤزوم من بو اوزون گئجه نی؟ اویان، اصلیم، اوزده خالین سئودیگیم!
سحر اولدو، قالاخ بوردا نه ائدک؟ خنجرالیب، باغریم باشین بیز دیدک، صوفی له له منه دئییر، دور گئدک، اویان، اصلیم، اوزده خالین سئودیگیم!
کسدیرئیدیم یاسدیغی نین یانینی، بیر توتایدیم کیپریگی نین سانینی، نه تاپیبسان کور یوخونون کانینی؟ اویان، اصلیم، اوزده خالین سئودیگیم!
کرمم، ماییلم آلا گؤزونه، شکر صؤحبتینه، شیرین سؤزونه، ساتینمی آلدین سن یوخونو اؤزونه؟ اویان، اصلیم، اوزده خالین سئودیگیم! دئمه فرراشلار اونلاری پوسورموشلار. او ساعات هر طرفدن تؤکولوب اونلاری توتدولار، قوللارینی برک-برک باغلاییب، پاشانین یانینا آپاردیلار. کرم احوالی بئله گؤروب، آلدی، گؤرک نه دئدی:
صفحه : ۹۹
مدد، مدد اصلیم، سنین الیننن، اؤلدورمکدن غئیری کار بیزه نئیلر؟! بیز کی، تا کئچمیشیک جان ایله سردن، ایندی ناموس ایله آر بیزه نئیلر؟!
اصلی خانین آتشیله سؤیلرم، ائنیب عشقین دریاسینی بویلارام، گئجه-گوندوز قمله، آهلا اوینارام، ایندی بوران، چووغون، قار بیزه نئیلر؟! شاهینی گزدیرر بیلر قولوندا، قوشلاری سییردر ساغی-سولوندا، روزی-شب دورموشام حاقین یولوندا، کمنددیر بوینومدا، دار بیزه نئیلر؟! عشقه اویوب اسل-نسبی دانمیشام، سئیراغیبین حیله سینی قانمیشام. من کرمم، عشق اودونا یانمیشام، جهننمه گیرسک، نار بیزه نئیلر؟! پاشا کرمدن سوروشدو: - سن نییه کئشیشین قیزی نین باجاسینا چیخمیشدین؟ کرم آلدی سازی، گؤرک اونا نئجه جاواب وئردی: آی جاماات، منیم دردیم- بیر قم، بیر فیرقت، بیر هیجران. گؤزومو آچاندان گؤردوم بیر قم، بیر فیرقت، بیر هیجران. ایتیردیم اصلی خانیمی، موخننس ایچدی قانیمی، هر زامان عوذور جانیمی
صفحه : ۱۰۰
بیر قم، بیر فیرقت، بیر هیجران. سسه دیمده یانان ناردی، منی عشقه سالان یاردی، چکدیجگیم آهو-زاردی، بیر قم، بیر فیرقت، بیر هیجران. سؤیله مکله دردیم بیتمز، نازلی یاریم موروت ائتمز، یارالی سینمدن گئتمز بیر قم، بیر فیرقت، بیر هیجران. کرم دئیر: قان-یاش تؤکوم، یار، قاپیندا بوینوم بوکوم، بزیرگانام، منیم یوکوم بیر قم، بیر فیرقت، بیر هیجران. پاشا دئدی: - آشیق، سن بیر موسلمان آدامسان، اصلی ائرمنی، اؤزو ده کئشیش قیزی. بیزیم دونیادا آیری بیر قیز سنین باشینا قحطدی؟ گل سن اوندان ال چک، آیری بیر قیز آل! پاشانین سؤزلریندن کرمین اورگی جؤوشه گلدی، سازی سینه سینه باسیب دئدی؛
آی هزرات، نئجه دئییم، من دؤنرم، کؤنول دؤنمز... بیر گؤزله دوشدو مئیلیم، من دؤنرم، کؤنول دؤنمز...
کهلیک کیمی چکیشلیدن، کؤکسو الوان ناخیشلیدان، بیر هارامی باخیشلیدان من دؤنرم، کؤنول دؤنمز... منه قاش اوینادیر نادان،
همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!
سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید
طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید
برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید ...
چگونه با کمرویی مبارزه کنیم؟
چگونه با کمرویی مبارزه کنیم؟

کمرویی نوعی معلولیت اجتماعی است و اگر درمان نشود ممکن است به صورت بیماری در آید .کمرویی یک توجه غیر عادی و مضطربانه به خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که شخص دچار نوعی تنش روانی –عضلانی میشود و رفتارهای غیر عادی از او سر میزند .
بعضی فکر می کنند کمرویی افراد نشانه ادب ومتانت و سنگینی آنهاست و کمرویی را برای دختران نشانه عفت وحیا می دانند در صورتی که کمرویی برای هر دو جنس یک معلولیت اجتماعی است .
سه جز اصلی کمرویی
- تو آدم خوبی هستی.
دختر گفت:
- تو آدم خوبی هستی.
ولی در زندگی “خوب بودن” به هیچ دردی نمیخورد.
- مگر خود ِ تو خوب نیستی؟
- من؟ نه اصلا.
با همین سن فهمیده ام که مردم وقتی میخواهند بگویند،
یک نفر خر و بی عرضه است، میگویند “چه آدم ِ خوبی است”...
" آلبا دسس پدس / عروسک فرنگی "
فاجعه ای به نام نوکیسگی!!
فاجعه ای به نام نوکیسگی!!

فاجعه ای به نام نوکیسگی!!
نوکیسگی را این گونه تعریف کرده اند:
قشری که از نظر در آمد به طبقه بالا و از نظر فرهنگی به طبقه پایین و حتی لمپن ها بسیار نزدیک است. لمپن های فرهنگی، علاقه بسیاری به ” خودنمایی” ، ” دیده شدن” ” عرض اندام” و “نوچه پروری” دارند. عده ای نوکیسگان امروزی را ” جاهلان پورشه سوار” می نامند.
نو کیسه ها،از یک طبقه اجتماعی مبدا به یک طبقه اجتماعی مقصد پرتاپ شده اند. این پرتاب ناگهانی بر اثر یک اتفاق یا استفاده از رانت و شرایط و التهابات اقتصادی رخ می دهد.
آن ها، دیگر نه خود را به طبقه اجتماعی مبدا متعلق می دانند و نه با جایگاهی که اکنون کسب کرده اند، آشنایی دارند. یعنی از گذشته خود نفرت و از اکنون خود ترس و احساس حقارت دارند. نوکیسه برای این که به طبقه سابق خود ثابت کند که دیگر به آن ها تعلق ندارد و همچنین برای غلبه بر احساس حقارت خود در مقابل طبقه جدیدی که به آن پرتاب شده است، مجبور به تظاهر است و ساده ترین راه برای تظاهر، خرید دیوانه وار کالا های لوکس، نمایش عروسی ها، میهمانی ها و خانه های آن چنانی شان است. از این روست که عده ای نوکیسه ها را ” جاهلان پورشه سوار ” می نامند.
اما فاجعه اصلی از جایی آغاز می شود که ما، فیلم و عکس عروسی ها، میهمانی ها، اتوموبیل ها و خانه های آن ها را از طریق پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی برای همدیگر ارسال می کنیم. ما با این کار به مزدوران تبلیغاتی ان ها تبدیل می شویم که بی مزد و منت ، به هدفی که آن ها دارند نزدیکشان می کنیم. آن هدف چیزی نیست جز تظاهر و دیده شدن. جاهلان عصر جدید نوچه های جدید لازم دارند. عده ای با موبایل های شان، عکس و فیلم آن ها را به اشتراک می گذارند و افتخار نوچگی آن ها را پذیرا می شوند.
بسیاری از آگاهان از نوکیسه ها متنفرند. زیرا می دانند نوکیسه ها بر خلاف سرمایه دارها ی واقعی و قشر ثروتمند سنتی، سرمایه خود را نه در کار آفرینی که در دلالی صرف می کنند. آن ها منابع مالی جامعه را بر اساس بی لیاقتی به دست گرفته اند و بر این تنفر دامن می زنند. اما فاجعه بزرگ تر وقتی رخ می دهد که هنگام تماشای فیلم عروسی ها و پارتی های این دسته، به جای آن که به فکر پس گرفتن حق خود باشیم، خودمان را جای این افراد می گذاریم و بر زندگی سطحی و انگل گونه این افراد حسرت می خوریم.
فاجعه آغاز شده است. شما صدایش را نمی شنوید؟
آمـدم تـــا بـــرایـــت بـگــویــم
رازهاى بزرگ دلم را
بر ضريحت دخيلى ببندم
تا كنى چاره اى مشكلم را
آمدم با دلى تنگ و خسته
تا به پاى ضريحت بميرم
يا كه اى ضامن آهو از تو
حاجتم را اجابت بگيرم
حاجتم سبز چون روح جنگل
حاجتم پاك و ساده چو درياست
حاجتم آرزويى بزرگ است
حاجتم مثل يك خواب زيباست
من كويرى عطشناك و خشكم
من بلد نيستم راه دريا
تو بيا و نشانم ده از لطف
سرزمينى كه سبز است و زيبا
يا شبى كه پر از غصه هستم
يك ستاره شود ميهمانم
من ز دردم برايش بگويم
او شود همدم و همزبانم
آمدم با دلى تنگ و خسته
بغض هم بر گلويم نشسته
خواستم حاجتم را بگويم
حرف من در زبانم شكسته
جن وانس
بار الاها سن بیزه وئر بو شیاطین دن نجات
اینسانین نسلین کسیب ، وئر اینسه بو جین دن نجات
بیزدن آنجاق بیر قالیرسا ، شیطان آرتیب مین دوغوب
هانسی رؤیا ده گؤروم من ، بیر تاپا مین دن نجات
بئش مین ایلدیر بو سلاطینه گرفتار اولموشوق
دین ده گلدی ، تاپمادیق بیز بو سلاطین دن نجات
بیر یالانچی دین ده اولموش شیطانین بیر مهره سی
دوغرو بیر دین وئر بیزه وئر بو یالان دین دن نجات
هر دعا شیطان ائدیر ، دنیا اونا آمین دئییر
قوی دعا قالسین ، بیزه سن وئر بو آمین دن نجات
ارسینی تندیرلرین گوشویلاریندا اویناییر
کیمدی بو گودوشلارا وئرسین بو ارسیندن نجات
یا کرم قیل ، کینلی شیطانین الیندن آل بیزی
یا کی شیطانین اؤزون وئر بیرجه بو کین دن نجات
اؤلدورور خلقی ، سورا ختمین توتوب یاسین اوخور
بار الاها خلقه وئر بو حوققا یاسین دن نجات
دینه قارشی ( بابکی – افشینی ) بیر دکان ائدیب
بارالاها دینه ، بو بابکدن ، افشین دن نجات
( ویس و رامین ) تک بیزی رسوای خاص و عام ائدیب
ویس ده اولساق ، بیزه یارب بو رامین دن نجات
شوروی دن ده نجات اومدوق کی بیر خئیر اولمادی
اولماسا چای صاندیقیندا قوی گله چین دن نجات
من تویوق تک ، اؤز نینیمده دوستاغام ایللر بویو
بیر خوروز یوللا تاپام من بلکی بو نین دن نجات
« شهریارین » دا عزیزیم بیر توتارلی آهی وار
دشمنی اهریمن اولسون ، تاپماز آهین دن نجات
....
ترجمه به فارسی
بار خدایا تو ما را از چنگ این شیاطین نجات بده
نسل انسان را بریده : انسان را از چنگ این جن نجات بده
از ما اگر یکی می ماند ، شیطان هزار می زاید و اضافه می شود
در کدام رویا می توانم ببینم ، که یک از چنک هزار نجات یابد
پنج هزار سال است که گرفتار این سلاطین شده ایم
دین هم آمد ، از چنگ سلاطین نجات پیدا نکردیم
یک دین دروغین هم یکی از مهره های شیطان شده است
دینی حقیقی به ما بده ، ما را از این دین دروغین نجات بده
هر دعائی که شیطان می کند ، دنیا آمین می گوید
بگذار دعا بماند ، تو به ما را از چنگ آمین نجات بده
کارد ( تنورشان ) داخل کوزه شان می رقصد
کیست که این کوزه ها را از چنگ کارد تنور نجات دهد
یا کرم کن ، از چنگ شیطان کینه توز نجاتمان بده
یا که خود شیطان را از چنگ این کین نجات بده
مردم را می کشد ، سپس برایش ختم گرفته و یاسین می خواند
بار خدایا خلق را از چنگ این یاسین و حقه نجات بده
در مقابل دین ( بابک و افشین ) را بهانه قرار داده
بار خدایا دین را ، از چنگ ( بهانه ) بابک و افشین نجات بده
مانند ( ویس و رامین ) ما را رسوای خاص و عام کرده است
ویس هم باشیم ، یارب ما را از چنگ رامین نجات بده
امید نجات از شوروی داشتیم که خیری ندیدیم
یکباره بگذار در صندوقچه چای از کشور چین نجات بیاید
من مانند مرغی ، سالهاست که در لانه خود زندانیم
خروسی بفرست تا بلکه از این زندان نجات یابم
عزیز من « شهریار » هم آهی پر اثر دارد
دشمنش اهریمن هم باشد نمی تواند از آه او نجات یابد



