باران، دلیلی بر امکان معاد

باران، دلیلی بر امکان معاد

پرسش : چگونه می توان به وسیله بارش باران، رستاخیز را ثابت کرد؟

پاسخ اجمالی: پاسخ تفصیلی:

پاسخ این سوال را مى توان از آیات 68 و 69 سوره«واقعه» به دست آورد، آنجا که مى فرماید:

(آیا به آبى که مى نوشید، اندیشیده اید؟)؛ «اَ فَرَاَیْتُمُ الْماءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ».
(آیا شما آن را از ابر نازل مى کنید؟ یا ما نازل مى کنیم؟)؛ «اَ اَنْتُمْ اَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ اَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ».
«مُزْن» (بر وزن حزن) آن گونه که «راغب» در «مفردات» مى گوید: به معنى «ابرهاى روشن» است و بعضى آن را به «ابرهاى باران زا» تفسیرکرده اند.(1)
این آیات، وجدان انسان ها را در برابر یک سلسله سوال ها قرار مى دهد و از آنها اقرار مى گیرد و در واقع مى گوید: آیا درباره این آبى که مایه حیات شما است و پیوسته آن را مى نوشید، هرگز فکر کرده اید؟
چه کسى به آفتاب فرمان مى دهد بر صفحه اقیانوس ها بتابد؟ و از میان آب هاى شور و تلخ، تنها ذرات آب خالص، شیرین و پاک از هر گونه آلودگى را جدا ساخته و به صورت بخار، به آسمان بفرستد؟
چه کسى به این بخارات دستور مى دهد، دست به دست هم دهند و فشرده شوند و قطعات ابرهاى باران زا را تشکیل دهند؟
چه کسى دستور حرکت به بادها و جابجا کردن قطعات ابرها و فرستادن آنها را بر فراز زمین هاى خشک و مرده مى دهد؟
چه کسى به طبقات بالاى هوا این خاصیت را بخشیده که به هنگام سرد شدن، توانایى جذب بخار را از دست دهد و در نتیجه، بخارات موجود به صورت قطرات باران، نرم و ملایم، آهسته و پى در پى، بر زمین ها فرود آیند؟
اگر یکسال خورشید اعتصاب کند، بادها از حرکت بایستند، قطعات بالاى جوّ، بخارات را مصرانه در خود نگهدارند، و آسمان بر زمین بخیل گردد، آنچ نان که زرع و نخیل لب تر نکنند، همه شما از تشنگى هلاک مى شوید، و حیوانات و باغها و زراعت هاى شما مى خشکد.
کسى که این قدرت را دارد که با وسایلى این چنین ساده، آنچنان برکاتى براى شما فراهم سازد، آیا قادر بر احیاى مردگان نیست؟ این خود یک نوع احیاى مردگان است، احیاى زمین هاى مرده، که هم نشانه توحیدو عظمت خدااست و هم دلیل بر رستاخیز و معاد.
و اگر مى بینیم در آیات فوق، فقط روى آب نوشیدنى تکیه شده و از تاثیر آن در مورد حیات حیوانات و گیاهان سخنى به میان نیامده، به خاطر اهمیت فوق العاده آب براى حیات خود انسان است، به علاوه در آیات قبل از این آیه، اشاره اى به مساله زراعت شده و نیازى به تکرار نبود.
جالب این که اهمیت آب و نقش آن در زندگى بشر، نه تنها با گذشت زمان و پیشرفت صنایع و علم و دانش انسان کم نمى شود، بلکه بر عکس، انسان صنعتى نیاز بیشترى به آب دارد، لذا بسیارى از موسسات عظیم صنعتى، فقط در کنار رودخانه هاى عظیم، قدرت فعالیت دارند.(2)

پی نوشت:
(1). «لسان العرب»، ماده «مزن».
(2). گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دارالکتب الإسلامیه، چاپ بیست و هفتم، ج 23، ص 264.
    

تاریخ انتشار: « 1396/04/19 »

http://makarem.ir

 Image result for ‫عکس بارش باران متحرک‬‎

نشانه هاى از معاد در دنیا

Related image

نشانه هاى از معاد در دنیا

پرسش : چگونه صحنه معاد را دراین جهان مى توان دید؟

پاسخ اجمالی: پاسخ تفصیلی:

قرآن مى گوید شما همواره با چشم خود صحنه هاى معادرا در زندگى روزانه مى بینید که چگونه موجوداتى مى میرند و بار دیگر زنده مى شوند باز هم از مسیله معاددر شک و تردید هستید؟!


«و اللهالذى ارسل الریاح فتثیر سحاباً فسقناه الى بلد میت فاحیینا به الارض بعد موتها کذلک النشور»(1)؛

(خداوند کسى است که امواج باد را ماموریت داد که ابرها را به حرکت درآورند و به سوى سرزمین هاى مرده برانند و به وسیله آن زمین مرده را زنده کنند، رستاخیز نیز چنین است).


در فصل زمستان نگاهى به چهره طبیعت مى کنیم همه جا بوى مرگ مى دهد درختان کاملا از برگ و گل و میوه برهنه شده، و چوب خشک بى هیچ حرکتى بر جاى باقى مانده، نه گلى مى خندد، نه شکوفه اى مى شکفد و نه جنبش حیات در کوه ها و صحراها به چشم مى خورد.
فصل بهار فرا مى رسد، هوا ملایم مى شود، قطرات باران حیات بخش نازل مى گردد، یک مرتبه جنبشى در سراسر طبیعت آشکار مى شود: گیاهان مى رویند، درختان برگ مى آورند، شکوفه ها و گل ها ظاهر مى شوند، پرندگان بر شاخه هاى درختان جاى مى گیرند و شور «محشر» بپا مى شود!
اگر زندگى بعد از مرگ مفهوم نداشت ما این صحنه را هر سال در برابر چشم خود نمى دیدیم، اگر زندگى بعد از مرگ امرى محال، و سخنى جنون آمیز باشد، به صورت یک امر حسّى در برابر چشمانمان تکرار نمى شود.
گاهى نیز قرآندست ما را گرفته، به سوى آغاز آفرینش مى برد، آفرینش نخستین را یادآور مى شود و به آن مرد عرب بیابانى که قطعه استخوان پوسیده اى را به دست گرفته، خدمت پیامبر اسلامآورده و فریاد مى زند:

«اى محمّد! چه کسى قادر است این استخوان پوسیده را زنده کند؟ به من بگو چه کسى مى تواند؟!» و گمان مى کند دلیل دندان شکنى بر ضد مسیله معادبه چنگ آورده؛ قرآنبه پیامبر دستور مى دهد:

«قل یحییها الذى انشاها اوّل مره»(2)؛

(بگو همان کسى که او را در آغاز از ماده بیجان، از همین آب و خاک آفرید، بار دیگر او را زنده مى کند).
چه تفاوتى میان آغاز خلقت و آفرینش مجدد است؟!


و لذا در آیات دیگر در یک جمله بسیار کوتاه و پرمعنى مى گوید:
«کما بدانا اول خلق نعیده»(3)؛

(همان گونه که در آغاز آفریدیم باز مى گردانیم).
گاه قدرت عظیم خدارا در پهنه آفرینش زمین و آسمان، یادآور شده مى گوید:
«آیا خدایى که آسمان ها و زمین را آفرید قادر نیست همانند آن را بیافریند؟ آرى او بر این کار قادر است و او خلق کننده آگاه است، هر زمان چیزى را اراده کند به آن فرمان مى دهد: موجود باش، آن هم موجود مى شود(4)».
کسانى که در این مسایل تردید مى کردند افرادى بودند که فضاى فکرشان از محیط کوچک خانه محقّرشان فراتر نمى رفت وگرنه مى دانستند بازگشت مجدد ساده تر از آغاز خلقت است و تجدید حیات مردگان در برابر قدرت خداوندى که آسمان ها و زمین را آفریده مسیله پیچیده اى نیست.
گاه رستاخیز «انرژى ها» را در نظر ما منعکس کرده، مى گوید: «الذى جعل لکم من الشجر الاخضر ناراً فاذا انتم منه توقدون»(5)؛ (ببینید خداوندى که از درخت سبز و شجر اخضر، آتش مى آفریند قادر است که انسان ها را بعد از مرگ زنده کند).
هنگامى که در این تعبیر عجیب قرآندقیق مى شویم و از علوم روز کمک مى گیریم علم به ما مى گوید: موقعى که چوب درختى را مى سوزانیم و آتشى از آن به دست مى آید، این حرارت و گرما همان انرژى و حرارت و نور آفتاب است که در طول سالیان دراز در آن ذخیره شده، ما خیال مى کردیم آن نور و حرارت مرده و نابود شده، امّا امروز مى بینیم از نو جان مى گیرد و لباس تازه اى از حیات در تن مى پوشد.
آیا براى خداوندى که این قدرت را دارد که ده ها سال نور و حرارت آفتاب را در بدنه درختى ذخیره کند و در یک لحظه همه آنها را بیرون فرستد، تجدید حیات مردگان امر مشکلى است؟(6)
به هر حال مى بینیم که قرآنبا چه منطق مستدل و روشن به آنها که در مسیله معادشک و تردید داشتند و حتّى ادعاى آن را دلیل بر جنون مى پنداشتند پاسخ دندان شکن مى دهد، و امکان معادرا به روشنى اثبات مى کند که فقط گوشه اى از آن را آوردیم.(7)

پی نوشت:
(1). سوره فاطر، آیه 9.
(2). سوره یس، آیه 79.
(3). سوره انبیاء، آیه 103.
(4). سوره یس، آیات 81 و 82.
(5). سوره یس، آیه 80.
(6). توجّه داشته باشید که از نظر علمى تنها درختان سبز هستند که مى توانند در برابر نور آفتاب گازکربنیک را گرفته و تجزیه کنند کربن را در خود نگاه دارند و اکسیژن را آزاد کنند، و انرژى آفتاب را نیز همراه آن در خود ذخیره نمایند.
(7). گرد آوري از کتاب: پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى ‏، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، قم‏،1376 ه. ش‏، ص 363.
    

تاریخ انتشار: « 1396/04/19 »

 

ملکانین موردی چاری

 

آنروز که سیل در روستای چنار عجب شیر فاجعه آفرید ...

آنروز که در شهر ستان آذرشهر هم وطنانمان را سیل با خود برد ...

در شهرستان ملکان هم این رودخانه موردی چاری بود که غرید اما طغیان نکرد ...

 

یاد آن عزیزان را با ذکر صلوات گرامی میداریم

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

 

http://opload.ir/im/12m95/47904714cf0f2.jpg

http://opload.ir/im/12m95/9f09b885951a1.jpg

 

http://opload.ir/im/12m95/fbe68624d6a11.jpg

 

تغییر فصول، دلیلی بر امکان معاد

پرسش : تغییر فصول در طبیعت، چگونه دلالت بر معاددارد؟

پاسخ اجمالی: پاسخ تفصیلی: در آیه19 سوره«روم» خداوند به استبعاد منکران معادچنین پاسخ مى گوید:

(خداوند همواره زنده از مرده، و مرده را از زنده خارج مى کند و زمین را بعد از مرگ، حیات مى بخشد و همین گونه روز قیامتمبعوث و خارج مى شوید)؛

«یُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَىِّ وَ یُحْىِ الاْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ کَذلِکَ تُخْرَجُونَ».


یعنى «صحنه معاد» و «صحنه پایان دنیا» که یکى خروج «حىّ از میت» است و دیگرى «میت از حى» مرتباً در برابر چشم شما تکرار مى شود، بنابراین، چه جاى تعجب که در پایان جهان همه موجودات زنده بمیرند و در رستاخیز همه انسان ها به زندگى جدیدى بازگردند؟!
اما «خروج حىّ از میت» در مورد زمین هاى مرده که بارها در قرآنبراى مساله معادروى آن تکیه شده، براى همه روشن است که در فصل زمستان، زمین به صورت مرده در مى آید، نه گیاهى از آن مى روید، نه گلى مى خندد، و نه شکوفه اى مى شکفد، اما در فصل بهار، با تعادل هوا و فرو ریختن قطرات حیات بخش باران، جنبشى در زمین پیدا مى شود، همه جا گیاهان مى رویند، گلها مى خندند و شکوفه ها بر شاخه ها آشکار مى شوند، و این صحنه معاد است که در این جهان مى بینیم.
و اما در مورد خارج ساختن مرده از زنده، آن هم چیز پوشیده و پنهانى نیست، دایماً در سطح کره زمین درختانى مى میرند و به چوب خشکیده اى تبدیل مى شوند، انسان ها و حیوانات، حیات خود را از دست داده و به جسد بى جانى مبدل مى گردند.
و اما در مورد «بیرون آمدن موجود زنده از مرده» بعضى ازمفسران آن را به خروج انسان و حیوان از نطفه، تفسیرکرده اند، و بعضى، به تولد مومن از کافر و بعضى به بیدارشدن خفتگان. ولى ظاهر این است که معنى اصلى آیههیچ کدام از این معانى نیست، چرا که نطفه خود موجود زنده اى است، و مساله ایمانو کفر نیز جزء بطون آیهاست نه ظاهر آیه، و موضوع خواب و بیدارى جنبه مجازى دارد؛ زیرا حیات و مرگ حقیقى نیست.
بنابراین مى توان گفت: دایماً در نظام عالم طبیعت، زندگى از دل مرگ و مرگ از دل زندگى بیرون مى آید، به همین دلیل خدایى که آفریننده طبیعت است، قادر به احیاى مردگان در جهان دیگر مى باشد.(1)

پی نوشت:
(1). گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دار الکتب الإسلامیه، 
چاپ بیست و پنجم، ج 16، ص 405.