هرکه شد خام، به‌صد شعبده خوابش کردند

 

سادات س

هرکه شد خام، به‌صد شعبده خوابش کردند
هر‌که در ‌خواب نشد، خانه خرابش کردند

بازی اهل سیاست که فریب‌ست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند

اوّل کار بسی وعده‌ی‌ِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ بر‌آبش کردند

آنچه گفتند شود سرکه‌یِ نیکو و حلال
در نهانخانه‌یِ تزویر، شرابش کردند

پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دل‌انگیز کبابش کردند

سال‌ها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند

گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند

زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایه‌یِ ایجاد سرابش کردند

لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند

آماندی باغلامایین ایستی ایستی دوزیاراما

Azərbaycan, 


(یاراما...)غزل


آماندی باغلامایین ایستی ایستی دوزیاراما


طبیبِ درد اؤزوْ،مَرهَم یازیبدی، بوز،یاراما

یارام دریندی ساغــالمازبوتئزلیگه بیلیــرم


اوقدری نِشتَر و خنجردئییب سـوسوزیاراما

بوغولدو پارچــالانان قلبیده هاییم هاراییم


بیرعُمْروْ آغلادی گیزلینجه ده اوغوزیاراما

گولوستانیم پوزولوب گولشنیم ساتیلدی یادا


دیشین باتیردی گولوستاندا بیرقودوزیاراما

گمیم دایاندی، لِهَهَ ،باتدی ترکمان چای دا


قان آغلادی سـاوالان،یاندی آلپروز،یاراما

یارام سیزیلدایاراق گؤزیاشیم سئله دوندو


یازیلدی قیمتـی تاریخیده اوجـــوزیاراما

قیزیل قلم»آدیمی شعره سالدی واراولسون


آماندی باغلامایین ایستی ایستی دوز یاراما


✍️«قیزیل قلم»✍️........



@azsulduz

ای اللهیم


ای اللهیم گوردوغوموز ایشلرده

اُغورلار (موفقیت)احسان ائت

و پیس یولاردان گری قایتار

ائولریمیزه خوشبختلیک احسان ائت

بیزلری داردا و محتاج قویما

🌥گون آیدین جان دوسلار🌤


@azsulduz﷽

 

حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل

 
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂
🍃🌺🍃🍂  
🍂🍃🌺 
🌺🍂      
🍃
🍂
حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل
بانگ رسید کیست آن گفتم من غلام دل

شعله نور آن قمر می‌زد از شکاف در
بر دل و چشم رهگذر از بر نیک نام دل

موج ز نور روی دل پر شده بود کوی دل
کوزه آفتاب و مه گشته کمینه جام دل

عقل کل ار سری کند با دل چاکری کند
گردن عقل و صد چو او بسته به بند دام دل

رفته به چرخ ولوله کون گرفته مشغله
خلق گسسته سلسله از طرف پیام دل

نور گرفته از برش کرسی و عرش اکبرش
روح نشسته بر درش می‌نگرد به بام دل

نیست قلندر از بشر نک به تو گفت مختصر
جمله نظر بود نظر در خمشی کلام دل

جمله کون مست دل گشته زبون به دست دل
مرحله‌های نه فلک هست یقین دو گام دل

#غزل_مولانا
🌺
🍂  
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃 @molana_shams

أناالحق

شــــــــــمس تبریزی  @molana_shams

 

أناالحق ، صدای خداست که از زبان منصور حلّاج ادا شده است .

خدا می گوید أناالحق .

أناالحق ، ازلی و ابدی است و همیشه این صدا در عالم هست . یک لحظه گوش منصور شنید . اگر خودش میگفت ، مثل فرعون بود . این صدای خدا از زبان منصور بود .

حضرت موسی دید که درخت میگوید أناالحق . خوب حالا أناالحق را درخت بگوید ، می خواهید منصور حلّاج نگوید ؟!
📖 {کتاب ژرفای اندیشه ، ص-}
اثر دکتر ابراهیمی دینانی
🍃🍃

Image result for ‫استاد دینانی‬‎

معراج

شــــــــــمس تبریزی, @molana_shams

)Image result for ‫استاد دینانی‬‎

🌸 معراج 🌸



🌿 سرّ اين كه صدرالمتالهين كوه را عارف و مظهر عرفان دانسته همان رفعتش است، رفعت بالايي است ما ز بالاييم و بالا مي‌رويم ،

وقتي كه مي‌گوييم بالا ، بالاي افقی و بالای جهتی نيست ،‌ ما وقتی دعا ميیكنيم دست به طرف بالا دراز مي‌كنيم در حالی كه خدا در جهت نيست ، خدا به همان اندازه كه در جهت بالا است در جهت زير و شمال و همه جا است، خدا جهت ندارد، خدا فوق جهت است اما ما به حسب طبيعت و فطرت به مجرد اينكه يك رفعتی را می‌خواهيم نشان دهيم،

رفعت و عظمت حق‌تعالی را می‌خواهيم نشان دهيم،

وقتی يك درخواستی از خداوند داريم دست به دعا بلند می‌كنيم و دستمان به طرف بالا می‌‌رود، اين رفعت جهتی كه اين در جهات ششگانه هست اين سمبل رفعت معنوی است چون يك رفعت معنوی داريم كه فوق جهت است اصلا رفعت عقلانی بالاتر از رفعت حسی است، رفعت عرفانی بيشتر از رفعت‌های ديگر است بالا است اما بالای معنوی است، ما تشبيه می‌كنيم به بالاهای حسی،

بنابراين كوه از اين جهت مظهر عرفان است چون بالای حسی است چون خيلی ارتفاع دارد، انصافاً ارتفاع كوه بالاترين است، اما اين رفعت سمبل يك رفعت معنوی است و رفعت معنوی صرفاً از آن انسان است هيچ موجودی در عالم رفعت انسان را ندارد، نه جماد نه نبات، درخت چنار تا يك حدی رفعت دارد آنجا تمام مي‌شود، هر درختی هرچه رفيع باشد تا يك حدی است، نه نبات و نه حيوان، زرافه هرچه گردنش بلند باشد تا يك حدی است و حتی نه فرشته، فرشته تا يك حدی رفعت دارد يك جاهايی ديگر تمام می‌شود در شب معراج جبرئيل همراه حضرت ختمی‌مرتب بود ديگر جبرئيل ماند و نرفت،

گفت جبرئيلا بپر اندر پييم

گفت رو رو من حريف تو نيیم،

يعنی جبرئيل آنجا ماند كه در حديث هست كه از قول جبرئيل نقل شده كه اگر به اندازه يك بند انگشت بالاتر مي‌رفتم محترق مي‌شدم ، می‌سوختم ، فروغ تجلی پروبالم را می‌سوزاند،

می‌خواهم بگويم اين رفعت رفعت انسانی است ولی انسان تا كجا می‌رود نمی‌شود گفت. اصلاً اين ”الی” اتفاقاً يك نكته‌ای علمای نحو گفتند، الي يعنی تا، حتی، اين ”حتی” وقتی می‌گوييم تا، برو تا، اين ”تا” كجاست؟ هيچ كس نمی‌تواند اين ”تا” را انگشت بگذارد كه اينجاست، برو تا، تا كجا؟ اين بي‌نهايت است به سوی بی‌نهايت انسان رفعت دارد،

علت اينكه صدرالمتالهين اين آيات را استخراج كرد و كوه را مظهر عرفان دانسته كه البته وقتی می‌گويد كوه عارفه يعنی مظهر عرفان است، يعنی رفعت كوه منظورش بوده و اين رفعت ويژه انسان است هيچ موجودی ارفع يعنی بلندبالاتر از انسان نیست از حيث معنويت، از حيث سير ادراكی، يعنی در كشف حقايق و سير معنويت و سير درك حقايق حد ندارد و ايستگاه معين ندارد. 🌿

🌴استاد دینانی ـ برنامه معرفت🌴

 

گله جاقدی

گله جاقدی


ای غملی کونول غم یئمه جانان گَلَجاقدی

درمانده لرین  دردینـه  درمان  گَلَجاقدی

بیرگون  اولا  جاخ  دلبرمین وصلی  میسر

گل صورتی چون مهر فروزان گلجاقدی

گل عارضی گون تک ائده جاخ عالمی روشن

اون دؤرت گئجه لیق آی کیمی تابان گلجاقدی

همچون گُل جنت دوتاجاخ  عالمی ،عطری

گُللر گوزلی گُل کیمی خندان گلجاقدی

دنیانی  منور  ایده جاخ  نور  جمالی

رحمت گویونه ماه درخشان گلجاقدی

آیدین سحری قورتارا جاخ ظلمت شبدن

گون تک ایده جاخ عالمی رخشان گلجاقدی

دیللر ایوینی  طور  تجلی  ائده جاقدی

عشقین ائوینه  شمع  شبستان گلجاقدی

عالم اولاجاخ طور ، تجلای روخوندان

دنیانی  ائده  روضه  رضوان  گلجاقدی

 نسیلن یئر اوزوندن کَسَجاخ ظلم و فسادین

دنیانی  ائده  صحن  گلستان گلجاقدی

دلبند علی ،  یوسف  زهرا  ، گل احمد

سلطان  همه  عالم  امکان  گلجاقدی

ای گوزلریم عاشق سن اگر،گورماقا یاری

باخ یولارا بیر گون اوسلیمان گلجاقدی

هر چند که هجران غمی مشگل اولی صبرا ئت

بیر گون وئره جاخ بو غمه پایان گلجاقدی

آز آه و  فغان  ائیله  دئیون  بلبل عشقه

گُللر آچا جاخ  فصل  بهاران گلجاقدی

جانا  بو  قدر  ائتمه فغان دردین الیندن

هر درده دوا ، الده او لقمان گلجاقدی

غم ائیلمه چوخ گلماقینا واردی یقینیم

 چون وعده وئریب خالق سبحان ، گلجاقدی

ایّوبه دی یون  آغلاماسین ، موسم هجران

باشه  یتیشوب  یوسف  کنعان  گلجاقدی

ساقی دئنه هر مست می  و  باده  عشقه

جام  الده  شه  باده  پرستان گلجاقدی

آز ائیله فغان � عدل جو � درد و غم الیندن

درمانده لرین  دردینه  درمان گلجـــاقدی

 شعراز : احد عدل جوی تبریزی

 

بهشت زیر پای اوست

بهشت زیر پای اوست

 

 

زن اگرپرنده آفریده میشد
حتما "طاووس"بود
اگرحیوان بود
حتما "آهو"بود
اگرحشره بود
حتما "پروانه"بود
او انسان آفریده شد
تاخواهر ومادر باشد و عشق*
زن چنان بزرگ است ک اشرف موجودات خداست
تا حدی که یک گل"
او را راضی میکند
ویک کلمه او را به کشتن"میدهد
پس ای مردمواظب باش
زن ازسمت چـــپ
نزدیک به قلبت ساخته شده
تا او را درقلبت جا دهی
شگفت انگیز است
زن درکودکی درهای برکت را به روی پدرش میگشاید
درجوانی دین شوهرش را کامل میکند
وهنگامی ک مادرمیشود
بهشت زیر پای اوست
قدرش را بدانیم
تقدیم به تمام بانوان ایران زمین
"دکترشریعتی"


 

ای موُلا علی(ع)

 
ای موُلا علی(ع)

اللاهین یولوندا ازلدن بری
پیامبرین یاری ای موُلا علی(ع)
ایسلامین جانانی اوَّل ایمامی
اوره‌کلرین واری ای موُلا علی(ع)

خیلقتین عالمه وئردی برکت
ایسلامین مرکبی ائتدی حرکت
مؤمونلر قیلدیلار اون یئددی روکعت
تک اللاها ساری ای موُلا علی (ع)

قارانلیق ظولمتی  آرادان یاران
خئیبرین قاپیسین کؤکوندن قیران
نازیل اولوب سنین شأنینده قرآن
پیس گؤزلرین خاری ای موُلا علی (ع)

اللاهین اصلانی مهریبان قولو
پیامبر دامادی هیدایت یولو
بوتون یوخسوللارین سخاوت قوُلو
قرآنین یازاری ای موُلا علی (ع)

تفرقه بیزلری سالیب محنته
مدد قیل بیزلره گلک وحدته
سنین  عشقین‌ایله یئتک جنته
حق باغینین باری ای موُلا علی (ع)

#ایشیق_قاراداغلی

@SheirOcagi

عقل و عاقلان از نظر امام موسی کاظم(ع)

عقل و عاقلان از نظر امام موسی کاظم(ع)

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

 

شاید در اسلام از قوه نفسانی چون عقل تعریف نشده باشد؛ زیرا عقل بزرگ ترین سرمایه بشر است که با آن خدا شناخته و عبادت و بندگی می شود و انسان خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت خویش را تضمین می کند. البته برخی از مردم فقط دارای عقل هستند واز این نعمت بهره مند نمی شوند؛ از همین روست که در آیات و روایات به نشانه های خردمندی توجه ویژه می شود تا به آن خردمند از غیر خردمند بازشناخته شود. از جمله کسانی که به مساله عقل بسیار توجه و اهمیت داده، حضرت موسی بن جعفر الکاظم(ع) است. نویسنده در این مطلب برخی از آموزه ها و تعلمیات آن حضرت(ع) را تبیین کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

 

عقل نعمت الهی

عقل در لغت به معناى حبس و امساك آمده است. عاقل را از آن رو عاقل گفته اند كه خود نگهدار بوده، خويشتن را از رفتن به دنبال هواهاى نفسانى باز مى دارد. عقل مايه امتياز انسان از حيوان و به معناى فهم و ضدّ حماقت نيز آمده است.(ابن منظور، لسان العرب، ج 9، ص 326، «عقل»)

علامه طباطبایی درباره اصطلاح قرآنی و فلسفی عقل نوشته است: با توجّه به معناى اصلى عقل كه بستن و امساك است، بر ادراك با اين خصوصيّت نيز عقل اطلاق مى شود و همچنين مدركات انسان و قوّه اى كه به وسيله آن انسان بين خير و شرّ و حق و باطل تميز مى دهد، عقل ناميده مى شود و مقابل آن جنون، سفاهت، حماقت و جهل است كه هر كدام به اعتبارى است.(الميزان، ج 2، ص 247)

البته واژه عقل به شکل مصدری در قرآن كريم به كار نرفته، ولى برخى از مشتقّات آن مانند «يعقل»، «عقلوا»، «يعقلون» و «تعقلون» آمده است؛ زیرا داشتن عقل مهم و ارزشی اگر باشد زمانی اهمیت واقعی خود را می یابد که مورد کاربرد باشد و صاحب خرد و عقل آن را در زندگی خویش به کار گیرد. از این روست که الفاظ ديگرى كه به نوعى بيانگر کاربردهای عقل در زندگی است با توجه به مرتبه یا مراتب و سطح کاربرد آن است در قرآن آمده است. به عنوان نمونه در قرآن عقلی که مورد استفاده قرار گرفته با توجه به نوع کاربرد و سطح آن با الفاظ و واژگانی مانند: «قلب»، «فؤاد»، «افئده»، «الالباب»، «النّهى» و «حجر» نام گذاری می شود. در حقیقت اطلاق هر يك از این الفاط به سطح و یا مرتبه و نوع کاربرد عقل به جهت خاصّى است كه در آن لحاظ شده است.

«لُبّ» به معنای مغز خالص هر چیز به شکل «اولوا الالباب»(بقره، آیات 179 و 197 و 269؛ آل عمران، آیات 7 و 190) در شانزده مرتبه در آیات قرآنی، «نُهی» به معنای بازداشتن از زشتی و بدی به شکل «أُولِی النُّهی»(طه، آیات 54 و 128)، «حجر» به معنای حفظ، منع و محدود سازی و مرزبندی، به شکل «ذِی حِجْرٍ»(فجر، آیه 5)، «قلب» به معنای خالص و شریف هر چیز(حج، آیه 46؛ 32 و 33)، «حلم» به معنای ضبط و مهار هیجانات و غضب به شکل « أَحْلامُهُمْ »( طور، ایه 32)، «حجی» به معنای پوشش و ستر از بدی و زشتی به شکل «ذی حجی» (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 1، ص 168 / مسند الامام الکاظم علیه السلام ، ج 1، ص 248)، «فهم» به معنای ادراک و در بند کردن(مانند فقره 1، روایت هشام از امام موسی کاظم: یا هشام، إِن اللّهَ تَبارَکَ و تعالی بَشَّرَ اهلَ العقل و الفَهْم فِی کِتابِهِ) ، «مُسکَه» به معنای امساک و خودداری(طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج 2، ص 314، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، 1403)، «کیاست» به معنای ظرف و کیسه تجربیات و زیرکی(فقره 12 روایت امام موسی کاظم: یا هشام، ان لقمان قال لابنه: تواضع للحق تکن اعقل الناس و ان الکیس لَدَی الحق یسیرٌ.)، و مانند آن ها الفاظی است که به مراتب تعقل دلالت می کند.

در برابر تعقل در سطوح مختلف مراتبی از بی خردی است که الفاظی خاص چون جهالت (البته نه به معنای نادانی در برابر دانایی و علم)، در آیاتی مانند آیه 67 سوره بقره و 35 سوره انعام و 199 سوره اعراف و 46 سوره هود، سفاهت(بقره، آیه 130)، حماقت (فقره 31 روایت موسی کاظم: یا هشام، ان امیرالمؤمنین علیه السلام کان یقول، ان من علامة العاقل ان یکون فیه ثلاث خصال: یجیب اذا سئل، و ینطق اذا عجز القوم عن الکلام و یشیر بالرأی الذی یکون فیه صلاح اهله فمن لم یکن فیه من هذه الخصال الثلاث شی ء فهو احمق) و جنون(ذاریات ، آیه 22؛ سباء، آیه 46) قرار می گیرد.

در قرآن، تدبر،(محمد، آیه 24) تفکر،(انعام، آیه 51) تفقه،(توبه، آیه 87) تذکر،(ص ، آیه 29) نظر،(یوسف، ایه 109) عبرت آموزی،(یوسف، ایه 111) به عنوان کارهای عقل، قلب و لبّ ذکر شده اند. این بدان معناست که عقل می بایست در این امور و مانند آن ها به کار گرفته و آثار و ثمراتی داشته باشد و گرنه صرف داشتن عقل و عدم استفاده از آن ها هیچ سودی برای بشر نخواهد داشت.

بنابراین، با آن که از نظر قرآن عقل خود دارای ارزش ذاتی است، ولی آن چه عقل را با اهمیت و ارزشمند می کند نوع کاربرد و سطح و مرتبه آن است. از همین روست که به نقش عقل در زندگی توجه خاص و ویژه ای مبذول شده تا این گونه اهمیت عقل و ارزش آن به عنوان یک نعمت عظیم الهی به بشر درک شود.

از نظر قرآن تا زمانی که از عقل به عنوان یک ابزار و وسیله اصلی در شناخت حقایق استفاده نشود، این عقل ارزشی نخواهد داشت. پس زمانی که عقل برای این منظور به کار گرفته می شود، ارزشمند می شود.(یونس، ایه 16؛ روم، آیات 24 و 30؛ لقمان، ایه 20)

از دیگر کاربردهای مهم عقل که بدان ارزش و اهمیت می بخشد می توان به نيروى ادراكى و تعقّل انسان(مومنون، آیه 78)، ابزارى براى شناخت ربوبيّت خدا(رعد، آیات 3 و 4؛ حج، آیه 8)، وسيله تشخيص ارزشها و پيدا كردن زندگى بهتر و برتر(قصص، آیه 60)، ابزار و وسیله پيشگيرى از نابكاريها(طه، آیه 128)، ابزار تشخيص حسن و قبح افعالى(بقره، آیه 44؛ انعام، آیه 151)، ابزار تشخيص قبح و زشتى اعمال بسيار زشت و فواحش(انعام، آیه 151)، ابزار تشخيص خوبيها از بديها(بلد، آیه 4 و 10) و مانند آن اشاره کرد.

در آیات و روایات از جایگاه عقل بسیار سخن به میان آمده است. امام موسی کاظم(ع) آن را حجت باطنی خدا در کنار حجت ظاهری خدا یعنی پیامبران قرار داده و فرموده است: إِنَّ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حُجَّتَینِ، حُجَّةً ظاهِرَةً وَ حُجَّةً باطِنَةً، فَأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الاَنْبِیاءُ وَ الاَئِمَّةُ وَ أَمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ؛ همانا برای خداوند بر مردم دو حجّت است، حجّت آشكار و حجّت پنهان، امّا حجّت آشكار عبارت است از: رسولان و پیامبران و امامان؛ و حجّت پنهانی عبارت است از عقول مردمان.( کلینی ، کافی ، ج 1 ، ص 16)

البته همان طوری که روشن است و از آیات و روایات نیز بر می آید، به کارگیری خرد و عقل است که آدمی را با حقانیت سخنان پیامبران و وحی و نیز پذیرش آن آشنا و آماده می سازد. از همین روست که نوعی تقدم برای خردورزی مطرح است؛ زیرا تا خردورزی و تعقل نباشد نمی تواند به این حقانیت دست یافت و از وحی و پیامبران پیروی کرد. از همین روست که امام موسی کاظم (ع) می فرماید: ما بَعَثَ اللّهُ أَنْبِیاءَهُ وَ رُسُلَهُ إِلی عِبادِهِ إِلاّ لِیعْقِلُوا عَنِ اللّهِ، فَأَحْسَنُهُمُ اسْتِجابَهً أَحْسَنُهُمْ مَعْرِفَةً لِلّهِ، وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللّهِ أَحْسَنُهُمْ عَقْلاً وَ أَعْقَلُهُمْ أَرْفَعُهُمْ دَرَجَةً فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ؛ خداوند پیامبران و فرستادگانش را به سوی بندگانش بر نیانگیخته، مگر آن كه از طرف خدا تعقّل كنند. پس نیكوترینشان از نظر پذیرش، بهترینشان از نظر معرفت به خداست، و داناترینشان به كار خدا، بهترینشان از نظر عقل است، و عاقلترین آنها، بلند پایه ترینشان در دنیا و آخرت است.( کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 20)

پس حجت ظاهری برای اثاره العقول و برانگیختن آن است و اگر عقل به کار گرفته نشود اصولا نمی توان حقیقت را شناخت و به معرفت و ادراکی دست یافت؛ زیرا این عقل است که تنها قوه ادراکی و فهم بشر را تشکیل می دهد.

از نظر امام موسی کاظم(ع) عقل و تعقل آن چنان اهمیت دارد که نمی توان چیزی را در کنار و هم سنگ عقل قرار داد. ایشان در سخنان بسیار از جمله همین حدیث طولانی که خطاب به هشام دارد، ابعاد گوناگون عقل و تعقل و کاربردهای آن را بیان می کند.

نشانه ها و آثار تعقل و خردورزی

در آیات و روایات چنان که گفته شد آثار و نشانه هایی برای تعقل و خردورزی بیان شده است. امام موسی کاظم(ع) نیز برخی از آن ها را بیان کرده است. مهم ترین روایتی که به نشانه های خردورزان و خردمندان اشاره دارد، روایت طولانی هشام است که در آن نشانه های بسیاری برای خردمند بیان شده است. هر کس خواهد به این حدیث مراجعه کند. در این حدیث و احادیث دیگر نشانه هایی مطرح شده که از جمله این نشانه ها و آثار می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تواضع و فروتنی در برابر حق: 
  2. نشانه های سه گانه: حضرت امام موسی کاظم(ع) در فقره 31 روایت هشام خطاب به او می فرماید: یا هشام، ان امیرالمؤمنین علیه السلام کان یقول: ان من علامة العاقل ان یکون فیه ثلاث خصال: یجیب اذا سئل، و ینطق اذا عجز القوم عن الکلام و یشیر بالرأی الذی یکون فیه صلاح اهله فمن لم یکن فیه من هذه الخصال الثلاث شی ء فهو احمق؛ ای هشام! به راستی که امیرمومنان امام علی(ع) هماره می گفت: از نشانه های خردمند آن است که در وی سه خصلت باشد: وقتی پرسیده شود پاسخ گوید؛ در زمانی که دیگران از سخن باز ماندند سخن گوید؛ به رایی اشاره می کند که صلاح اهلش در آن باشد. پس اگر در کسی این سه خصلت نباشد پس او احمق و بی خرد است.
  3. صبر و گوشه گیری از اهل دنیا:
  4. قناعت:  )
  5. مروّت، عقل و بهای آدمی: 
  6. شکرگزاری:
  7. صبر و شکیبایی: 
  8. همراهی عقل و علم: 
  9. پرهیز از دروغ: 
  10. تفکر و اندیشه ورزی: 
  11. كم گویی و سكوت: 
  12. همنشینی با دیندار و عاقل خیرخواه: 
  13. پرهیز از طمع و تكیه بر توكّل: 
  14. مِهرورزی با مردم:
  15. پرهیز از اذیت و آزار: 
  16. خبردهی و وعده دهی و امیدواری عاقل : عاقل در همه امورش به گونه ای عمل می کند که خیر دنیا و آخرت نصیب او شود. بنابراین در اموری چون خبر و وعده و امیدواری نیز به گونه خاص عمل می کند؛ چنان که امام می فرماید: یَا هِشَامُ إِنّ الْعَاقِلَ لَا یُحَدّثُ مَنْ یَخَافُ تَکْذِیبَهُ وَ لَا یَسْأَلُ مَنْ یَخَافُ مَنْعَهُ وَ لَا یَعِدُ مَا لَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ وَ لَا یَرْجُو مَا یُعَنّفُ بِرَجَائِهِ وَ لَا یُقْدِمُ عَلَی مَا یَخَافُ فَوْتَهُ بِالْعَجْزِ عَنْهُ؛ ای هشام عاقل به کسی که بترسد تکذیبش کند خبر ندهد و از آنکه نگرانی مضایقه دارد چیزی نخواهد و به آنچه توانإ؛ نیست وعده ندهد و به آنچه در امیدواریش سرزنش شود امید نبندد و به کاری که بترسد در آن درماند اقدام نکند.
  17. خصلت های دیگر عاقل: نشانه ها و خصلت های دیگر عاقل بسیار است. از جمله آن هایی است که امام موسی کاظم(ع) از جدش نقل می کند و می فرماید: یَا هِشَامُ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَقُولُ مَا عُبِدَ اللّهُ بِشَیْ‏ءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ وَ مَا تَمّ عَقْلُ امْرِئٍ حَتّی یَکُونَ فِیهِ خِصَالٌ شَتّی الْکُفْرُ وَ الشّرّ مِنْهُ مَأْمُونَانِ وَ الرّشْدُ وَ الْخَیْرُ مِنْهُ مَأْمُولَانِ وَ فَضْلُ مَالِهِ مَبْذُولٌ وَ فَضْلُ قَوْلِهِ مَکْفُوفٌ وَ نَصِیبُهُ مِنَ الدّنْیَا الْقُوتُ لَا یَشْبَعُ مِنَ الْعِلْمِ دَهْرَهُ الذّلّ أَحَبّ إِلَیْهِ مَعَ اللّهِ مِنَ الْعِزّ مَعَ غَیْرِهِ وَ التّوَاضُعُ أَحَبّ إِلَیْهِ مِنَ الشّرَفِ یَسْتَکْثِرُ قَلِیلَ الْمَعْرُوفِ مِنْ غَیْرِهِ وَ یَسْتَقِلّ کَثِیرَ الْمَعْرُوفِ مِنْ نَفْسِهِ وَ یَرَی النّاسَ کُلّهُمْ خَیْراً مِنْهُ وَ أَنّهُ شَرّهُمْ فِی نَفْسِهِ وَ هُوَ تَمَامُ الْأَمْرِ؛ ای هشام امیر المؤمنین علیه السلام می‏فرمود: خدا با چیزی بهتر از عقل پرستش نشود و تا چند صفت در انسان نباشد عقلش کامل نشده است مردم از کفر و شرارتش در امان و به نیکی و هدایتش امیدوار باشند. زیادی مالش بخشیده زیادی گفتارش بازداشت شده باشد. بهره او از دنیا مقدار قوتش باشد. تا زنده است از دانش سیر نشود. ذلت با خدا را از عزت با غیر خدا دوست‏تر دارد. تواضع را از شرافت دوست‏تر دارد. نیکی اندک دیگران را زیاد و نیکی بسیار خود را اندک شمارد همه مردم را از خود بهتر داند و خود را از همه بدتر و این تمام مطلب است.

در روایت هشام از امام موسی کاظم(ع) نشانه های بسیاری برای خردمند بیان شده است. با مراجعه به این حدیث و نشانه های آن می توان به ارزیابی خود و دیگران در بهره مندی از عقل و خرد پرداخت و حماقت و سفاهت و جهالت خود و دیگران را به دست آورد.

 

ادامه نوشته

ولادت امام موسی کاظم علیه السلام [ ٢٠ ذوالحجه ]

از این 5 کلمه به شدت دوری کنید!

 
 
 
آیا عالی نیست اگر مردم همیشه با نظرات شما موافق باشند؟ خب! گاهی اوقات افراد نظرات شما را نمی پسندند یا حتی ممکن است خود شما هم با آن موافقت نداشته باشید.
سطح موفقیت با کلماتی که به زبان می آورید مقدر می شود؛ بنابراین در مکالماتتان از این پنج کلمه « ناکام ساز » دوری کنید.

کلماتی که هر روز استفاده می شوند ساختار ذهنی را تشکیل می دهند و موفقیت یا ناکامی گوینده خود را رقم می زنند. در مشاهداتم از افراد بازنده با پنج کلمه مواجه شدم که در جملات این افراد نمود بیشتر داشت و اغلب افراد بازنده خیلی بیشتر از افراد برنده از آنها در مکالمات روزمره شان استفاده می کنند:

۱ -  شانس

با وجود این حقیقت که رخدادهای پیش بینی نشده می توانند بر نتایج کار تاثیرگذار باشند، این شانس نیست که تفاوت را در نتایج ایجاد می کند. بلکه رخدادها هستند که باعث آن می شوند. شانس هیچ کاری با آنها نمی کند. باورداشتن به شانس افکار شما را به گونه ای ساختار می بخشد که در تصوراتتان نه شما و نه هیچ کس دیگری قادر به ایجاد تغییر یا حتی تاثیرگذاری نیست. بدتر از آن، شانس بهانه ایست که با آن شکست ها توجیه می شوند ( این فقط بدشانسی بود ) و موفقیت ها را لوث می کند ( این فقط خوش شانسی بود )
 


۲ - دشمن

درست است که شما رقبایی دارید و برخی اوقات برای برد شما آنها باید شکست را متحمل شوند ( و برعکس ) حتی در این صورت نیز در کسب و کار دشمنی وجود ندارد. دشمن مربوط به میدان جنگ است. کسب و کار برای بهتر کردن چیزهاست نه از بین بردن افراد. وقتی که شما با گفتن دشمن به رقبایتان از آنها برای خودتان غول درست می کنید، گزینه های تجاری را روی خود می بندید. به خاطر داشته باشید که در دنیای تجارت، رقبای امروز اغلب شرکای فردا هستند.
 


۳ - عدم پذیرش

آیا عالی نیست اگر مردم همیشه با نظرات شما موافق باشند؟ خب! گاهی اوقات افراد نظرات شما را نمی پسندند یا حتی ممکن است خود شما هم با آن موافقت نداشته باشید.

شما می توانید این وقایع را به عنوان عدم پذیرش خودتان توسط دیگران قلمداد کنید و به ذهنیت خودتان آسیب برسانید یا این که درک کنید که واقعا چه اتفاقی افتاده که نظرات شخص دیگری با نظرات شما هماهنگی ندارد. به جای این که از کلماتی استفاده کنید که به صورت خودکار شما را ضعیف می کند، روی تغییر دیدگاه خودتان یا دیدگاه شخص دیگر تمرکز کنید.
 

 
۴  - نفرت

در کار معمولا با جملاتی شبیه « من از رییسم نفرت دارم » یا « من از شغلم نفرت دارم » رو به رو می شویم. نفرت یک کلمه منفی است و در بدن انسان بیماری ایجاد می کند. هر بار شما این کلمه را به کار می برید مانند آن است که یک سلول سرطانی را در بدنتان آزاد می کنید. این قضیه کاملا جدیست. نمی گویم که همه چیز باید برای شما شیرین و دوست داشتنی باشد؛ اما چرا باید ذهن خود را با نفرت داشتن از کسی یا چیزی آلوده کرد ؟
 


۵ -  اما

مطمئنم که شما هم کسانی را می شناسید که نمی توانند درباره یک ایده، نقشه یا فعالیت خاص چیزی بگویند بدون اینکه جمله شان را با یک «اما» ناقص نکنند. مثلا می گویند «بله ایده عالیست، اما....» یا « من موافقم که ما باید کاری کنیم، اما......» این کلمه یاس آور است و فرصت ها را از بین می برد. از بدل های دیگری که برای « اما » وجود دارد، استفاده کنید و به جای فرصت سوزی، فرصت ایجاد کنید. کلمه « و » یکی از بهترین آنهاست. دفعه بعد که خواستید از « اما » استفاده کنید به جای آن « و » را امتحان کنید و اثر آن را ببینید.

منبع: ایسنا
 

دونیا دوشاب بارداغیدی

telegram.me/bayatilar ترکی بایاتیلار


دونیا دوشاب بارداغیدی
گلن بارماق سالار گئدر
كيمي بالين دادين دادار
كيمي زهرين يالار گئدر



بیری اسر طوفان کیمی
بیری اسنر اصلان کیمی
كيمي ياشار انسان كيمي
تميز آدي قالار گئدر



آي ایسرافیل ایللر اؤتر
آز چوخ عؤمور سونا یئتر
آدام وار ایلاندان بتر
گؤردویونو چالار گئدر.


@bayatilar

انسان اوغلو دونیا  عیبرت ائویدی.

telegram.me/bayatilar ترکی بایاتیلار


انسان اوغلو دونیا  عیبرت ائویدی.
گوزو  آچیق  عیبرت آلان  اولسادا .
دونیایه آلدانیب اویونجاق  اولماز .
حق سوزو ائشیدیب قانان اولسادا.

دونیا بیر میداندی چالیش آد قازان .
خلقه خدمت ائیله تا کی وار زامان .
اجل بیر کیمسه یه هچ وئرمز امان .
هر یئرده گیزله نیب پنهان اولسادا .

آللاه  یارادیبدی  قولا  قول اولما .
هوس آتشینده یانیب کول اولما .
اینجیتمه کیمسه نی آجی دیل اولما.
باغلانار دیللر خوش بیان اولسادا.

کاتب اوغلو ائشید حققین نغمه سین.
بیر اینسان کی ائلین قدرین بیلمه سین.
عالیم کی علمینه زکات  وئرمه سین.
لعنته  لایقدی  لقمان   اولسادا .

 

Related image

@bayatilar

یاغیش یویور ، گون قورودور/ رامیز رؤوشن

یاغیش یویور ، گون قورودور/ رامیز رؤوشن

بو یئرلری ، بو گؤی لری


یاغیش یویور ، گون قورودور


بو دونیادا چوخ شئی لری


یاغیش یویور ، گون قورودور

http://s8.picofile.com/file/8305987642/7.jpg

گؤزوموزون یاشینی دا


باغریمیزین باشینی دا


قبریمیزین داشینی دا


یاغیش یویور ، گون قورودور

Related image

گلن نه دی ، گئدن نه دی ؟


بَلَک نه دی ، کفن نه دی ؟


بو دونیا اؤز کئفینده دی ؟


یاغش یویور ، گون قورودور

 

اولدوزلارین توزونو دا


لاپ گونشین اوزونو ده


لاپ یاغیشین اؤزونو ده ،


یاغیش یویور ، گون قورودور

 

رامیز روشن

http://s8.picofile.com/file/8305987668/animated_rain_falling_backgrounds_wallpaper_3_jpg.gif

متن توبه نامه شهید ۱۳ ساله



متن توبه نامه شهید ۱۳ ساله

🌷🌷🌷پناه می‌برم از این که...

از این که حسد کردم...

از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی‌دانستم.

از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم.

از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم.

از این که مرگ را فراموش کردم.

از این که در راهت سستی و تنبلی کردم.

از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم.

از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم.

از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند.

از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم.

از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده‌دارتر از همه هستم.

از این که لحظه‌ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم.

از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع‌تر نبودم.

از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم.

از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید.

از این که نشان دادم کاره‌ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند.

از این که ایمانم به بنده‌ات بیشتر از ایمانم به تو بود.

از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می‌نویسی و با حافظه تری.

از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم.

از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند.

از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم.

از این که کاری را که باید فی سبیل‌الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم.

از این که نماز را بی‌معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم.

از این که بی‌دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم.

از این که "خدا می‌بیند" را در همه کارهایم دخالت ندادم.

از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا ... به نشنیدن زدم.
از ... .
و ...»🌷🌷🌷

#شهید_علیرضا_محمودی
👇👇👇
🆔 @TebyanOnline

ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﺎﻥ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ :


🍃💔 @shahidroshan💔🍃

ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﺎﻥ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ :
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ .

ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻗﺪﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ


ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺗﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ،ﺭﻭﺑﺮﻭﺷﺪﯼ

،ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ .


ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﭘﺎﺳﺨﺖ ﺭﺍ ﺩﻫﺪ .

ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺰ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺗﻮﺳﺖ ...

ﻭﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼ؛

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﻪﯼ ﻭﺳﻌﺖ ﺧﻮﯾﺶﻣﺤﻔﻞ ﺳﺎﮐﺖ ﻏﻢ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ

ﺣﺎﺻﻠﺶ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺟﺰﺍ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﺍﻓﺴﺮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﻨﺒﺶ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ


ﺍﺯ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺎﻫﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﺣﯿﺎﺕ


ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺨندد


❤️🍃🌹🍃💕🌹🍃❤️🍃💕🌹
@shahidroshan

سوال : چرا ما در نماز های یومیه یکبار رکوع و دو بار به سجده میرویم ؟

سوال : چرا ما در نماز های یومیه یکبار رکوع و دو بار به سجده میرویم ؟
با سلام
با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني و آرزوي توفيق روزافزون.

بايد توجه داشت که اساساً عبادات مانند نماز و روزه و اجزاء آنها مثل رکوع و سجده، تعبّدي هستند.
 
تعبدي بودن، داراي معاني مختلفي است که براساس يکي از تعاريف آن، تعبّدى بر واجباتى اطلاق مى‌شود كه حكمت و مصلحت وجوب، يعنى غرض شارع از تشريع آنها براى مكلّف روشن نيست، مانند نماز.(1) از اين رو در تعبّديات از جمله رکوع و سجده نماز، به صورت دقيق نمي‏توان گفت كه علت آنها چيست. ولي با اين وجود، در برخي از روايات به برخي از حکمتهاي آنها اشاره شده است که به صورت مختصر بيان ميشود.
1. از امام رضا و امام صادق (عليهما السلام) در حديث طولاني درباره علل احکام نقل شده است:
 
«...فَإِنْ قَالَ فَلِمَ جُعِلَ رَكْعَةً وَ سَجْدَتَيْنِ قِيلَ لِأَنَّ الرُّكُوعَ مِنْ فِعْلِ الْقِيَامِ وَ السُّجُودَ مِنْ فِعْلِ الْقُعُودِ وَ صَلَاةَ الْقَاعِدِ عَلَى النِّصْفِ مِنْ صَلَاةِ الْقَائِمِ فَضُوعِفَ السُّجُودُ لِيَسْتَوِيَ بِالرُّكُوعِ فَلَا يَكُونُ بَيْنَهُمَا تَفَاوُتٌ لِأَنَّ الصَّلَاةَ إِنَّمَا هِيَ رُكُوعٌ وَ سُجُود..»؛
 
اگر پرسيده بشه که چرا در يک رکعت، يک رکوع و دو سجده جَعل و تشريع شده است، در پاسخ گفته ميشود که چون ركوع از افعال حال قيام است و سجده از افعال حال قعود(نشسته) و چون نماز نشسته نصف نماز ايستاده است. بنابر اين يک سجده افزوده شد تا دو سجده برابر با يك ركوع باشد [زيرا عمل نشسته بايد دوبرابر شود تا با عمل ايستاده برابر گردد] و الا تفاوتي ميان آن دو نيست؛ زيرا نماز همان رکوع و سجد است. (2)

2. در روايتي از امام موسي کاظم (عليه السلام) نقل شده است که در شب معراج خداوند چگونگي خواندن نماز را به پيامبر (ص) تعليم داد و فرمود:
«...اى محمّد براى پروردگارت ركوع كن، پس حضرت ركوع نمود و در آن حال سه مرتبه
گفت: سبحان ربّى العظيم و بحمده، سپس پروردگار
فرمود: اى محمّد سر خود را بردار، حضرت سر برداشت و در مقابل حق عزّ و جل ايستاد،
پس خداوند فرمود: اى محمّد براى پروردگارت سجده كن،
پس رسول خدا به سجده رفت،
حق فرمود: بگو: سبحان ربّى الاعلى و بحمده،
 
حضرت اين ذكر را سه مرتبه گفت،
پس حق تعالى فرمود اى محمّد آرام بنشين، حضرت آرام نشست و متذكر جلال و عظمت پروردگاريش شد، پس بدون اين كه حق تعالى او را امر نمايد به سجده ديگر، به سجده رفت و در آن سه مرتبه ذكر سجود را گفت،
پس خطاب آمد كه بايست، پس ايستاد و آن عظمتى را كه ديده بود ديگر نديد،
بارى حق تعالى فرمود: بخوان و بجا آور همان طورى كه در ركعت اوّل خواندى و بجا آوردى، پس حضرت مانند ركعت اوّل، ركعت ديگر بجا آورد و سپس يك سجده انجام داد و وقتى سر از آن برداشت متذكر جلالت پروردگار تبارك و تعالى گرديد،
پس بدون اين كه حق تعالى به او امر كند، حضرت از نزد خود به سجده رفت و در آن تسبيح حق تعالى را گفت و پس از آن حق تعالى به او گفت: سر را بردار كه خدا تو را ثابت بدارد....»
در پايان روايت امام موسي (ع) فرمود: نمازى كه پيامبر مأمور به خواندنش شد، دو ركعت با دو سجده بود[يعني هر رکعت با يک سجده]، منتهى آن حضرت (ص) در هر ركعت دو سجده نمود و جهتش همان بود كه به تو خبر داده و گفتم وقتى حضرت(ص) متذكّر عظمت پروردگارش شد، دوباره سجده نمود و پس از صدور آن از رسول گرامى، حق تعالى آن را در نماز فرض و واجب گرداند.»(3)
براساس اين روايت يک سجده از طرف خداوند واجب شده بود؛ ولي پيامبر (ص) به جهت عظمت وجلالت خداوند يک سجده ي ديگر نيز بدان افزود. سپس سجده دوم نيز به دستور خداوند، واجب و جزء اجزاء نماز شد.

3. «‏قَالَ رَجُلٌ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع يَا ابْنَ عَمِّ خَيْرِ خَلْقِ اللَّهِ مَا مَعْنَى السَّجْدَةِ الْأُولَى فَقَالَ تَأْوِيلُهُ اللَّهُمَّ إِنَّكَ مِنْهَا خَلَقْتَنِي يَعْنِي مِنَ الْأَرْضِ وَ رَفْعُ رَأْسِكَ وَ مِنْهَا أَخْرَجْتَنَا وَ السَّجْدَةُ الثَّانِيَةُ وَ إِلَيْهَا تُعِيدُنَا وَ رَفْعُ رَأْسِكَ مِنَ الثَّانِيَةِ وَ مِنْهَا تُخْرِجُنَا تَارَةً أُخْرَى»؛
 
فردى از اميرالمؤمنين على(عليه السلام) از معناى دو سجده پرسيد. حضرت فرمودند:
سجده اوّلى تأويلش اين است که وقتى سر برخاک مى‌گذارى يعنى خدايا تو مرا از همين خاک خلق کردى و چنان‌چه سر از سجده بر ميداري؛ يعنى از همين خاک مرا بيرون آوردى،
وقتى براى بار دوم سر بر خاک نهادى و سجده کردي، معنايش اين است که خداوندا! مرا به همين خاک دوباره باز خواهى گرداند و چون سر از سجده برداري، يعنى بار ديگر از همين خاک ما را خارج خواهى ساخت.(4)
اين سخن اشاره به اين آيه شريفه دارد: «مِنْها خَلَقْناکُمْ وَ فيها نُعيدُکُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ تارَةً أُخْرى‏»؛
 
ما شما را از آن [زمين‏] آفريديم و در آن بازمى‏‌گردانيم و بار ديگر (در قيامت) شما را از آن بيرون مى‏‌آوريم.» (5)
بنابراين سجده، نمادي از آغاز زندگي و مردن و بازگشت به خاك است؛ يعني انسان از خاك آفريده شده، سپس به خاك بر مي‏گردد، دوباره از آن برانگيخته مي‏شود. بنابراين، نمازگزاري كه در هر ركعت دو مرتبه سجده مي‏كند، در حقيقت معاد براي او تمثّل پيدا مي‏كند.(6) لذا سجده و تكرار آن، نمادي از پيدايش آغازين از خاك، بازگشت به آن، و برانگيخته شدن از آن است.(7)

براي مطالعه بيشتر ر.ک: رازهاي نماز، علامه جوادي آملي، بخش چهارم، صص 117-135)

پي نوشت ها:
1. فرهنگ فقه فارسي، زير نظر آية‌اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى، قم: مؤسّسه دائرة المعارف فقه اسلامى، 1382، ج 2، ص 521.
2. علل الشرائع، شيخ صدوق، قم، انتشارات كتاب فروشى داورى‏، 1385، ‏ج‏1، ص262؛ وسائل الشيعة، شيخ حرّ عاملي، انتشارات آل البيت، ج 6، ص 331.
3. علل الشرايع، ج2، ص334.
4. همان، ص336؛ وسائل الشيعة، ج 6، ص 331.
5. طه، آيه 55.
6. رازهاي نماز، علامه جوادي آملي، ص 126.
7. همان، ص 133.

با تشکر از اعتماد شما، اگر درباره پاسخ ارائه شده، انتقاد يا پيشنهادي داريد، نظر خود را از طريق فرم «ارسال پرسش»، ارسال نماييد. همچنين شما مي‌توانيد از طريق:
ـ شماره تماس (096400)؛
ـ سامانه پيامکي (30009640) براي سؤالات فقهي؛
ـ سامانه پيامکي (30007461) براي سؤالات غيرفقهي؛
ـ و وب سايت (http://www.askdin.com) با کارشناسان اين مرکز مرتبط شويد.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

 

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

 

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را

 

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

 

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه ي بقا را

 

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

 

برو اي گداي مسکين در خانه ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

 

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

 

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را

 

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

 

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

 

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

 

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

 

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

 

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را:

 

«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

 

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

 

غدیر ، گل همیشه بهار زندگی است . دریایی بی‏کرانه است ؛ جاری بر جان ‏های پاک و اندیشه های تابناک .

غدیر ، گل همیشه بهار زندگی است . دریایی بی‏کرانه است ؛ جاری بر جان ‏های پاک و اندیشه های تابناک .

 

بر عید غدیر عید اکبر صلوات
بر چهره ی نورانی حیدر صلوات
بر فاطمه این عید هزاران تبریک
بر یک یک اهل بیت کوثر صلوات
عید سعید غدیر خم مبارک بادImage result for ‫عید غدیر 1396‬‎

****عید غدیر ، بزرگترین عید مسلمانان مبارک ****

Image result for ‫عید غدیر 1396‬‎

منیم هر درده درمانیم علی (ع) دیر

 

منیم هر درده درمانیم علی (ع) دیر

 

منیم عالمده سولطانیم علی دیر

منیم میر جهانبانیم علی دیر

نه دارا تانیرام من نه سکندر

منیم فغفور خاقانیم علیدیر

بهشتی زاهیده وئردیم سراسر

منیم گلزار رضوانیم علی دیر

اگر هر کیمسه نین بیر شاهی اولسا

منیمده شاه شاهانیم علی دیر

توتوب هر مرغ بیر گلشنده مسکن

منیمده باغ و بستانیم علی دیر

منی بو اسم اعظم ائتدی ناطق

منیم مجموع دیوانیم علی دیر

اگر خنجر چکه دوشمن غم ائتمم

منیمده تیغ برّانیم علی دیر

منیم سرمایه ی عمرومدو مولا

منیم جسمیمده بو جانیم علی دیر

منیم یوخ اوندان اؤزگه ذکر فکریم

منیم بو جاندا جانانیم علی دیر

منیم کشتی نوحیم مرتضا دیر

منیم موسی عمرانیم علی دیر

منه ظلمت یولون گؤسترمه ای خضر!

منیم ینبوغ حیوانیم علی دیر

منیم روح الّلهیم اولدی یدالله

منیم شاه سلیمانیم علی دیر

نه دیر باغ جنان و نخل طوبی!

منیم سرو خرامانیم علی دیر

منی سیر گلستانه آپارما

منیم سیر گلستانیم علی دیر

منیم پیر مغانیم شاه مردان

منیم ساقی مستانیم علی دیر

منیم عؤمروم،منیم روح و روانیم

منیم مرغ سخندانیم علی دیر

منیم عرشیم،منیم فرشیم اودور او

منیم مهر فروزانیم علی دیر

منیم  لوح و قلم،کرسی سریریم

منیم اورنگ کیوانیم علی دیر

منیم عودوم،منیم رود و سرودوم

منیم هم راح ریحانیم علی دیر

منیم بزم نشاط و عیش و نوشیم

منیم شمع شبستانیم علی دیر

منیم جام می و نقل و کبابیم

منیم سالار ایوانیم علی دیر

منیم مُلکیم،منیم مال و منالیم

منیم هر حکم و فرمانیم علی دیر

منیم تختیم،منیم طاق و رواقیم

منیم بانی و بنیانیم علی دیر

منیم ایزیم،منیم برق جهنده م

منیم رعد خروشانیم علی دیر

منیم لعلیم،منیم دُرّ خوشابیم

منیم باران نیسانیم علی دیر

او شهبازین اسیری مرغ جانیم

منیم شاهین و طرلانیم علی دیر

زمرّددن زبرجددن دم اورمه

منیم دریای عمّانیم علی دیر

دئییر دائم  دیلینده خان چوبانی

منیم هرده درمانیم علی دیر

 

حکیم سیّد ابوالقاسم نباتی

سوگلر ...

Image result for ‫وقتی دائم بگويى گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمیشوى،‬‎

 

سو گلر آخار دویماز

داغ داشی یاخار دویماز

گوزلریم یار گوزونه

اولنجه باخار دویماز   

🆔 @goylar

دلم گرفته خدا را تو دلگشایی کن

دلم گرفته خدایا تو دلگشایی کن...

من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن....

غزلی از استاد هوشنگ ابتهاج

دلم گرفته خدا را تو دلگشایی کن
من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن

به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای
دل گرفته ی ما بین و دلگشایی کن

دلی چو آینه دارم نهاده بر سر دست
ببین به گوشه ی چشمی و خودنمایی کن

ز روزگار میاموز بی وفایی را
خدای را که دگر ترک بی وفایی کن

بلای کینه ی دشمن کشیده ام ای دوست
تو نیز با دل من طاقت آزمایی کن

شکایت شب هجران که می تواند گفت
حکایت دل ما با نی کسایی کن

بگو به حضرت استاد ما به یاد توایم
تو نیز یادی از آن عهد آشنایی کن

نوای مجلس عشاق نغمه ی دل ماست
بیا و با غزل سایه همنوایی کن

مکه مکرمه مرکز کره زمین است

منابع : پورتال جامع سازمان بسیج دانش آموزی

تحقیقات فلکی نشان می دهد که ارکان کعبه درست به سمت چهار جهت اصلی (شرق، غرب، شمال و جنوب) قرار گرفته است.

این تحقیقات تاکید دارد «حجرالاسود» به سمت شرق، «رکن یمانی» به سمت جنوب، «رکن شامی» به سمت شمال و «رکن عراقی» نیز به سمت غرب قرار گرفته است.

قرار گرفتن ارکان کعبه مشرفه از بدو خلقت در چهار جهت اصلی، نشان از یک معجزه بزرگ در زمینه معماری و جغرافیای این مکان بزرگ دارد.

همچنین تحقیقات نشان داده است که کعبه مشرفه دقیقاً در مرکز کره زمین قرار گرفته است. در سال 1977، جهان با کشف یک حقیقت علمی جدید مبنی بر اینکه مکه مکرمه مرکز خشکی های کره زمین می باشد، به شدت دچار شگفتی گشت. این کشف نتیجه تلاش و کاوش های مستمر چند ساله ای بود که با مطالعات زیاد و با استفاده از ابزارآلات جغرافیایی و رسم جدول و نقشه های جغرافیایی بدست آمد.

دانشمند مسلمان دکتر حسین کمال الدین داستان این کشف عجیب را چنین نقل می کند: بحث و کاوشم را شروع کردم و هدفم غیر از این بود و دنبال چیز دیگری بودم، هدفم ساختن وسیله ای بود تا به هر انسانی کمک کند تا جهت قبله را به او نشان دهد، زیرا من در مسافرت هایی که داشتم به این مشکل برخورد می کردم و این مشکل برای هر مسلمانی پیش می آید، به خصوص در شهرهایی که در آن مسجدی نیست که جهت قبله را به ما نشان دهد. به فکر افتادم تا نقشه جدیدی برای کره زمین رسم کنم و بر روی آن نقشه جهت های قبله را بدست آورم. اول مدارها و خط های شمالی و جنوبی، عمودی و افقی، سپس پنج قاره را کشیدم ناگهان چیز عجیبی به ذهنم خطور کرد و حیرت زده شدم و آن این بود که مکه مکرمه در وسط خشکی های جهان قرارگرفته است.

ادامه نوشته

زمان چیز عجیبی است میدود جلو


♨️زمان چیز عجیبی است

میدود جلو میرود

و دوست داشتنی ترین آدم های زندگیت را یا کهنه میکند یا عوض !!!
🌸بعضی ها یا تغییر میکنند یا حقیقت درونشان مشخص میشود.


زمان دیر یا زود به تو ثابت می کند

که کدامشان ماندنی اند و کدامشان رفتنی ....!!!


🙏دعا کنيم زمان بگذرد

و دنیا پر شود از آدم های واقعی


آدم های که نه زمان آنها را عوض میکند نه زمین ....

🆔 @professormadjidsamiico

مردم کدام کشورها طول عمر بیشتری دارند؟

ورزش، روابط اجتماعی مطلوب و پرهیز از دود و الکل از عوامل مهم طول عمر مردمان این پنج کشور است.

مردم در این 5 کشور طول عمر بیشتری دارند + عکسبه گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ داشتن طول عمر بیشتر آرزوی هر فردی است. رژیم غذایی مناسب، ورزش منظم و استراحت و تفریح کافی از عوامل مهم در داشتن طول عمر بیشتر هستند. اما جایی که شما در آن زندگی می کنید نقش تعیین کننده ای در طول عمر شما دارد. بر اساس گزارشی که به تازگی منتشر شده است مردم 5 کشور در صدر مردمانی در جهان هستند که دارای بیشترین طول عمر هستند.
در ادامه با این پنج کشور آشنا خواهید شد.

کره جنوبی
مردم کره جنوبی با متوسط عمر 90 سال در صدر این رده بندی قرار دارند. اقتصاد پویا و رو به رشد و در نتیجه خوشبینی مردم این کشور، دسترسی به خدمات پزشکی مطلوب و داشتن فشار خون کمتر در مقایسه با کشورهای غربی، باعث شده تا کره ای ها در رتبه نخست این رده بندی قرار بگیرند.
همچنین پیروی از رژیم غذایی سرشار از فیبر و ویتامین و ارتباطات قوی اجتماعی از عوامل دیگر طول عمر کره ای ها است.

ژاپن
با داشتن متوسط طول عمر 83 سال، ژاپنی ها در رده دوم این رده بندی قرار گرفته اند. جزیره ای با نام " اکیناوا " در ژاپن وجود دارد که به "سرزمین نامیرایان" مشهور است. طبق بررسی انجام شده در این جزیره و جزایر جنوبی ژاپن حدود 400 ژاپنی زندگی می کنند که سن آنها بیشتر از 100 سال است. رژیم غذایی حاوی سبزیجات، فعالیت های اجتماعی، حس تعلق خاطر و همچنین سطح پایین استرس از عوامل مهم طول عمر ژاپنی ها بشمار می رود.

اسپانیا
پیروی از رژیم مدیترانه ای، استفاده از روغن زیتون و سبزیجات باعث شده تا این کشور با متوسط عمر 82.8 سال در رتبه سوم قرار گیرد. همچنین تحرک زیاد مردم این کشور و تمیل بیشتر آنها به پیاده روی و استفاده از دوچرخه به جای ماشین از عوامل مهم طول عمر اسپانیایی است.

سنگاپور
سنگاپوری ها با متوسط عمر 81.3 سال در رده چهارم قرار دارند. زندگی در مناطق خارج از شهر، برخورداری از امکانات پزشکی پیشرفته، اعمال مالیات سنگین برای سیگار و الکل و همچنین سطح پایین استرس از عوامل مهم طول عمر سنگاپوری هاست.

سوئیس
کشور سوئیس به عنوان یکی از بهترین مکان های جهان برای زندگی و همچنین یکی از ثروتمندترین کشورهایی اروپا به شمار می رود. دسترسی آسان مردم در این کشور به مراکز سلامتی و بهداشت درجه 1 ، رعایت بهداشت از طرف مردم، خوشبینی و مصرف پنیر و لبنیات از عوامل مهم طول عمر سوئیسی ها و طول عمر متوسط 81 سال آنها است.

 انتهای پیام/

نهی از مجادله با دوستان

 

متن حدیث

امام هادی عليه السلام :
 
اَلمِراءُ یُفسِدُ الصِّداقَةَ القَدِیمَةَ و یُحَلِّلُ العُقدَةَ الوَثیقَةَ؛
 
 
کشمکش و جدال
دوستی کهن را خراب می کند
و پیوند استوار را از هم می گسلد.
 

منبع

 بحارالانوار، ج75، ص 369

 

 

 

عکس نوشته (حدیث گرافی): با عنوان

زندگی نامه مختصر حضرت امام علی النقی الهادی (ع)

 

حضرت امام ابوالحسن ، علی النقی الهادی ( علیه السلام ) ، ملقب به « امام هادی (ع) » ، دهمین پیشوای شیعیان ، در 15 ذی الحجه سال 212 هجری قمری ، در اطراف مدینه منوره ، در محلی به نام " صریا " متولد گشت.

باسمه تعالی

السلام علیک یا ابالحسن
 
یا علی بن محمد ،
 
ایها الهادی النقی ...

یا وجیهاً عندالله ، اشفع لنا عندالله.
 

 خجسته سالروز میلاد باسعادت و سراسر خیر و برکت
دهمین پیشوای هدایت ؛ حضرت امام علی بن محمد النقی الهادی ( علیه السلام )
را تبریک و شادباش عرض می نماییم.

 
 

* نام : علی

 * لقب : هادی ، نقی

* کنیه : ابوالحسن

* نام پدر : محمد ( حضرت امام جواد (ع) )

* نام مادر : سمانه مغربیه

* تاریخ ولادت : 15 ذی الحجه سال 212 هجری قمری

* محل ولادت : مدینه طیبه

* مدت عمر شریف : ۴۲ سال

* مدت امامت : 33 سال

* تعداد فرزندان : 4 پسر و 1 دختر

* تاریخ شهادت : 3 ماه رجب سال 254 هجری

* علت و نحوه شهادت : طعام زهر آلود

* نام قاتل : متوکل عباسی

* محل دفن : سامراء

       
 
حضرت امام ابوالحسن ، علی النقی الهادی( علیه السلام ) ، ملقب به « امام هادی (ع) » ، دهمین پیشوای شیعیان ، در 15 ذی الحجه سال 212 هجری قمری ، در اطراف مدینه منوره ، در محلی به نام " صریا " متولد گشت.
پدر بزرگوارشان ؛ حضرت امام جواد (ع) و مادرشان، بانوی گرامی؛ سمانه مغربیه است که بانویی بافضیلت و باتقوا بود.
امام هادی(ع) در سن 6 یا 8 سالگی ، یعنی در سال 220 هجری، پس از شهادت پدر ارجمندشان ؛ حضرت امام جواد(ع) به امامت رسیدند. 

مدت 33 ساله امامت حضرت هادی الائمه (ع) با خلافت معتصم، واثق، منتصر، مستعین، معتز و متوکل عباسی معاصر بود.
آن حضرت و فرزند گرامی ایشان ؛ امام حسن عسکری ( علیهما السلام ) ، به « عسکریین » شهرت یافتند ، زیرا خلفای بنی عباس ، ایشان را از سال 233 به سامرا ( عسکر ) برده و تا آخر عمر پربرکتشان در آنجا ، تحت نظر قرار دادند.

حضرت امام هادی ( علیه السلام ) به القاب دیگری مانند : « نقی » ، « عالم » ، « فقیه » ، « امین » و « طیب » ، شهرت داشت و کنیه مبارک ایشان نیز « ابوالحسن » است.
امام علی النقی (ع) ، دارای نفس زکیه و عزمی راسخ و همتی عالی بود و عظمت شخصیت آن بزرگوار (ع) به قدری زیاد است که دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است.
قسمتی از این اعترافات ، مبتنی بر شخصیت آن امام همام (ع) به لحاظ معنوی و اخلاقی و بخشی دیگر ناشی از ابعاد علمی آن حضرت(ع) و شمه ای هم ، نتیجه کراماتی است که از آن بزرگوار (ع) صادر شده است.

آن حضرت(ع) ، سرانجام در 3 ماه رجب سال 254 هجری قمری و در سن 42 سالگی ، توسط متوکل عباسی به شهادت رسید و مرقد شریف ایشان هم ـ در جوار مرقد فرزند بزرگوارشان ؛ حضرت امام حسن عسکری(ع) ـ در شهر سامراء، ملجاء و پناه شیعیان و عاشقان است.

 ****
سلطان کرامت ! به فدای کرمت            یا حضرت هادی (ع)! سر ما و قدمت.
از حق طلبیدم که به کوری عدو ،            آباد شود به دست مهدی (عج) ، حرمت.

*****
 اللهم ارزقنا زیارته و شفاعته

/عhttp://www.yjc.ir/fa/news/4144629

میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام مبارک باد

  • ۱۵ شهریور ولادت امام علی النقی الهادی علیه السلام [ ١٥ ذوالحجه ]

 اَلسَّلامُ عَلَيْكَ

یا اَبا الحَسَنِ

یا عَلِیَّ بنَ مُحَمَّدٍ اَیُّهَا الهادیِ النِّقِیُّ

 

ای گوهر بحر آفرینش

وی چشم و چراغ اهل بینش

همنام علی مرتضایی

سرتا به قدم خدانمائی

امروز که دل قرین شادیست

میلاد تو ای امام هادی است

میلاد تو برهمه مبارک

بر مهدی فاطمه مبارک

◊╠اشعار و پیامک ویژه ولادت امام هادی علیه السلام ╣◊